خوب است. در بیمارستان بستری است، ولی وضعیت مزاجی اش نگران کننده نیست.»
اسم ایشان چیست؟ »
«لونی. دی وین لونی.»
«بازجویی مقدماتی کی شروع می شود؟ »
من که قاضی نیستم.»
ولی چه حدسی می زنید؟ »
شاید فردا یا روز چهارشنبه. بسیار خوب، همین کافی است. امروز اطلاعات دیگری ندارم که در اختیار شما قرار بدهم.»
* * * *
نگهبان، کیف پول، پول نقد، ساعت، دسته کلید، حلقه ی ازدواج و چاقوی جیبی کارل لى را تحویل گرفت و صورت مجلسی تنظیم کرد که زندانی ذیل آن را با ذکر تاریخ، امضا نمود. در اتاق کوچکی از او عکس گرفتند سپس انگشت نگاری شد. لستر تمام این مراحل را دقیقا برایش شرح داده بود. اوزی جلوی در منتظر بود و او را از راهرو گذراند و به اتاق دیگری برد. در آنجا دستگاهی قرار داشت که برای معاینه افراد مست و تعیین میزان الکل در خون آنها مورد استفاده قرار می گرفت. جیک پشت میز کوچکی نشسته بود. کلانتر عذر خواهی کرد و از اتاق بیرون رفت.