کند بیلی ری کاب ، شغل ثابتی دارد و در فورد کنتی صاحب ملک و زمین است. وی همچنین ثابت کرد موکلش در این شهر بزرگ شده و اکثر دوستان و خویشاوندانش در کلانتون یا اطراف آن زندگی می کنند و نتیجه گرفت که دلیلی برای خروج موکلش از کانتی وجود ندارد. برنارد اضافه کرد که موکلش در موطن خود عمیقا ریشه دارد و در صورت فرار، همه چیز خود را از دست خواهد داد و گفت کاب کسی است که می توان از او انتظار داشت به قولش عمل کند و در روز مقرر برای محاکمه در دادگاه حاضر شود و در آخر نتیجه گرفت که بنابر دلایل ذکر شده، مبلغ وثیقه نباید زیاد باشد.
بولارد که همچنان آب یخ می خورد، با ته خودکارش روی میز ضرب گرفته بود و با دقت واکنش سیاهپوستان را زیر نظر داشت.
چایلدرز از شاهد سوالی نکرد و برنارد، خانم کورا مادر کاب را به جایگاه شهود فراخواند و او هم چیزهایی را که فرد در مورد بیلی ری گفته بود، تکرار کرد و حتی موفق شد چند قطره ای هم اشک بریزد.
الا
سپس نوبت به تیندیل رسید و او هم توضیحات مشابهی در مورد ویلارد به دادگاه ارائه کرد. نیم میلیون دلار! حالا سیاهان حاضر در دادگاه به کمتر از این مبلغ راضی نخواهد بود! نفرت بولارد نسبت به چایلدرز بیشتر شد. بولارد سیاهپوستان را دوست داشت، چون به او رأی داه بودند. قاضی در تمام کانتی 51 درصد رأی آورده بود، ولی همه سیاه پوستان رأی خود را به نفع او به صندوق انداخته بودند.| پس از پایان سخنان تیندیل، بولارد پرسید: «مطلب دیگری نیست؟» |
اه
وکلای مدافع و دادستان نگاهی با هم ردو بدل کردند و به قاضی نگریستند، برنارد از جا بلند شد و گفت: «عالیجناب، مایلم اظهارات شهود را در مورد موکل خود جمع بندی کرده و تقاضای مبلغ مناسبی به عنوام وثیقه ... »