گفتنش مشکل است. نمی دانم در چنین شرایطی چه فکر می کردم و چه عکس العملی نشان می دادم. اما تصور می کنم که بچه هایم به وجود من در خانه بیشتر احتیاج دارند تا در زندان پارچمن. نظر شما چیست، جیک؟»
« من هم با عقیده ی شما موافقم. منظورم این هست که من هم اصلا نمی دانم در شرایط مشابه چه واکنشی از خود نشان می دادم. شاید عقلم را از دست می دادم.» بر یگانس مکثی کرد و به میز تحریرش خیره شد: « شاید هم واقعا به فکر قتل مجرم می افتادم و برای این کار نقشه می کشیدم. شک ندارم که تا وقتی مجرم زنده بود، خواب راحت نداشتم. »
« هیئت منصفه با موضوع چگونه برخورد می کند؟ »
« بستگی به ترکیب هیئت منصفه دارد. اگر وکیل مدافع بتواند تمام افراد هیئت را انتخاب کند، حتما موکلش تبرئه خواهد شد. ولی اگر دادستان افراد مورد نظر خود را انتخاب کند، قاتل قطعا به اتاق گاز فرستاده می شود. نتیجه ی محاکمه کاملا بستگی به افرادی دارد که عضو هیئت منصفه هستند و یک چیز مسلم است: مردم این کانتی، واقعا از تجاوز و قتل و دزدی به جان آمده اند. این موضوع دست کم در مورد سفید پوستای این کانتی کاملا صادق است .»
در هر مورد همه صدق می کند. » |
خیلی از مردم با پدری که اجرای عدالت را شخصا به عهده می گیرد، تفاهم دارند. مردم اعتماد چندانی به دادگستری ندارند. فکر می کنم بتوانم حداقل کاری کنم که اعضای هیئت منصفه نتوانند به نتیجه ی واحدی برسند. کافی است یک یا دو نفر از اعضای هیئت را متقاعد و مجاب کنم که مجرم، استحقاق مرگ را داشته است. »
« مانند پرونده ی "مونروبووی". »