نام کتاب: زمانی برای کشتن
کارلا لیوانش را روی لبه پنجره گذاشت و سرگرم ور رفتن با ناخنهای دستش شد. جیک احساس کرد که موفقیت در انتظار اوست. دوباره گفت: «تو عضو هیئت منصفه هستی. کارل لی گناهکار است یا بی گناه؟ » من در این خانه همیشه یا عضو هیئت منصفه هستم یا باید بازجویی پس بدهم.» «محکومیت یا تبرئه؟» | کارلا نگاه خشم آلودی به شوهرش انداخت و گفت: «محکوم کردن چنین کسی برایم خیلی مشکل است.» جیک لبخندی زد و اختتام دفاعیه وکیل مدافع را اعلام نمود. ولی کارل لی اصلا چطور می تواند این دو نفر را به قتل برساند؟ آنها که در زندان هستند.» «هیچ مشکل نیست. آن دو نفر که همیشه در زندان نمی مانند؛ آنها را بارها از زندان به دادگاه می برند و بر می گردانند. ماجرای اسوالد و جک روبی که یادت هست؟ از این گذشته، ممکن است به قید و ثیقه آزاد شوند.» کی؟» «قاضی روز دوشنبه در این مورد تصمیم خواهد گرفت. اگر کاب و ویلارد به اندازه ی کافی پول در اختیار داشته باشند، از زندان آزاد خواهند شد .»

صفحه 113 از 765