البته برای خواندن.
- آن شب عینک زده بود؟
- حتما، تا امضا نکرد عینکش را برنداشت. فکر نمیکنم اشتباه کنم؟
کلمنسی او را تأیید کرد. و شما اطمینان دارید که هیچ کس قبل از امضا به میز نزدیک نشد؟
ماگدا در حالیکه اطرافیان را میپایید با حیرت گفت: حالا میفهمم که کسی نتوانست دوباره آنرا ببیند.
سوفیا گفت:
- هیچ کس به میز نزدیک نشد. پدربزرگ در تمام مدت پشت میز نشسته بود.
- میز در وضعی بود که اکنون هست؟ نزدیک در یا پرده ای نبود؟
- همانجا بود که اکنون هست.
تاورنر گفت:
- دارم سعی میکنم بفهمم آیا چیزی جابجا شده است یا نه. یک چیزی باید جابجا شده باشد. آقای لئونیدز به خیال خود داشته سندی را که بلند خوانده امضا می کرده است.
راجر پرسید: : امضا پاک نشده است؟
- نه آقای لئونیدز، اثری از پاک شدگی نیست. یک امکان دیگر هست و آن این سندی نیست که بهوسیلهی آقای گیتسکیل برای آقای لئونیدز فرستاده شده و در حضور همهی شما امضا گردیده است.
آقای گیتسکیل گفت:
- آن شب عینک زده بود؟
- حتما، تا امضا نکرد عینکش را برنداشت. فکر نمیکنم اشتباه کنم؟
کلمنسی او را تأیید کرد. و شما اطمینان دارید که هیچ کس قبل از امضا به میز نزدیک نشد؟
ماگدا در حالیکه اطرافیان را میپایید با حیرت گفت: حالا میفهمم که کسی نتوانست دوباره آنرا ببیند.
سوفیا گفت:
- هیچ کس به میز نزدیک نشد. پدربزرگ در تمام مدت پشت میز نشسته بود.
- میز در وضعی بود که اکنون هست؟ نزدیک در یا پرده ای نبود؟
- همانجا بود که اکنون هست.
تاورنر گفت:
- دارم سعی میکنم بفهمم آیا چیزی جابجا شده است یا نه. یک چیزی باید جابجا شده باشد. آقای لئونیدز به خیال خود داشته سندی را که بلند خوانده امضا می کرده است.
راجر پرسید: : امضا پاک نشده است؟
- نه آقای لئونیدز، اثری از پاک شدگی نیست. یک امکان دیگر هست و آن این سندی نیست که بهوسیلهی آقای گیتسکیل برای آقای لئونیدز فرستاده شده و در حضور همهی شما امضا گردیده است.
آقای گیتسکیل گفت: