وصیت نامه را برای امضاء نزد او فرستادم. یک هفته بعد به او یادآوری کردم که هنوز وصیت نامهی امضا شده را دریافت نکردهام و پرسیدم که آیا می خواهد چیز دیگری به آن بیفزاید. پاسخ داد کاملا از محتوی وصیت نامه راضی است و آنرا امضاء کرده و به بانک فرستاده است.
راجر با اشتیاق گفت:
- کاملا صحیح است. اواخر نوامبر سال گذشته بود. فیلیپ یادت نمیآید؟ یک شب پدر همهی ما را صدا کرد و آن را برایمان خواند.
تاورنر رو به فیلیپ کرد و پرسید:
- با خاطرات شما مطابقت میکند آقای لئونیدز؟ فیلیپ پاسخ داد: بله. ماگدا گفت:
- مثل ارثیهی «واسی» است. همیشه فکر میکنم یک وصیت نامه با یک درام توأم است.
- خانم سوفیا شما چطور؟
سونیا گفت: بله کاملا به یاد دارم.
تاورنر پرسید:
- و محتوی و شروط وصیت نامه؟
آقای گیتسکیل طبق عادتش رفت که پاسخ این سؤال را بدهد. اما راجر پیشدستی کرد:
- وصیت نامهی کاملا روشنی بود: *«الکترا»* و *«جویس»* مرده بودند. سهمشان به پدرم برگشته بود. ویلیام پسر جویس در برمه کشته
راجر با اشتیاق گفت:
- کاملا صحیح است. اواخر نوامبر سال گذشته بود. فیلیپ یادت نمیآید؟ یک شب پدر همهی ما را صدا کرد و آن را برایمان خواند.
تاورنر رو به فیلیپ کرد و پرسید:
- با خاطرات شما مطابقت میکند آقای لئونیدز؟ فیلیپ پاسخ داد: بله. ماگدا گفت:
- مثل ارثیهی «واسی» است. همیشه فکر میکنم یک وصیت نامه با یک درام توأم است.
- خانم سوفیا شما چطور؟
سونیا گفت: بله کاملا به یاد دارم.
تاورنر پرسید:
- و محتوی و شروط وصیت نامه؟
آقای گیتسکیل طبق عادتش رفت که پاسخ این سؤال را بدهد. اما راجر پیشدستی کرد:
- وصیت نامهی کاملا روشنی بود: *«الکترا»* و *«جویس»* مرده بودند. سهمشان به پدرم برگشته بود. ویلیام پسر جویس در برمه کشته
Electra<br />Joyce