شده هستم. ما یک مغازه داشتیم. یک مغازهی سطح بالا که کارهای دستی، هنری و سوزن دوزی تولید میکردیم. هرگز از آن دخترها نبودم که چند تا دوست پسر داشته باشم. با سهل الوصول باشم. اما حساب دوستم «تدی» جدا از هر کس بود. ایرلندی بود. می خواست با کشتی برود... هرگز نامهای ننوشت و خبری از خود نداد... فکر میکنم دیوانه بودم که دست به آن کار زدم... بنابراین به دردسر افتادم. مثل آن دختر پیشخدمتهای کم سن و سال منحرف...
و ادامه داد: اریستاد عالی برخورد کرد. گفت همه چیز درست میشود. گفت تنهاست و از من خواست هرچه زودتر با او ازدواج کنم. مثل خواب و رؤیا بود. بعدا دانستم که او حقیقتا آقای لئونیدز بزرگ است. او که صاحب فروشگاههای زنجیره ای، رستورانها و باشگاهها است. درست یک داستان شیرین است، نیست؟
با خشکی گفتم: یک نوع داستان شیرین. . در کلیسای کوچکی در شهر ازدواج کردیم و به خارج رفتیم. با چشمانی متفکر به من نگریست. . در این مدت بچه دار نشدم و این اشتباه محض بود. لبخند زد. لبخند چروکیده ای روی لبهای گشادش.
- با خود عهد کردم همسر خوبی برایش باشم و بودم. هر نوع غذایی که دوست داشت برایش سفارش میدادم. به رنگهایی که دوست داشت لباس می پوشیدم. هر کار که او را خوشبخت کند میکردم و او خوشبخت بود. اما هیچ وقت از دست خانوادهاش راحت نبودیم. همیشه سربار ما بودند و از جیب او زندگی می کردند. خانم دوهاویلند پیر بایستی پس از ازدواج ما از این جا میرفت. من
و ادامه داد: اریستاد عالی برخورد کرد. گفت همه چیز درست میشود. گفت تنهاست و از من خواست هرچه زودتر با او ازدواج کنم. مثل خواب و رؤیا بود. بعدا دانستم که او حقیقتا آقای لئونیدز بزرگ است. او که صاحب فروشگاههای زنجیره ای، رستورانها و باشگاهها است. درست یک داستان شیرین است، نیست؟
با خشکی گفتم: یک نوع داستان شیرین. . در کلیسای کوچکی در شهر ازدواج کردیم و به خارج رفتیم. با چشمانی متفکر به من نگریست. . در این مدت بچه دار نشدم و این اشتباه محض بود. لبخند زد. لبخند چروکیده ای روی لبهای گشادش.
- با خود عهد کردم همسر خوبی برایش باشم و بودم. هر نوع غذایی که دوست داشت برایش سفارش میدادم. به رنگهایی که دوست داشت لباس می پوشیدم. هر کار که او را خوشبخت کند میکردم و او خوشبخت بود. اما هیچ وقت از دست خانوادهاش راحت نبودیم. همیشه سربار ما بودند و از جیب او زندگی می کردند. خانم دوهاویلند پیر بایستی پس از ازدواج ما از این جا میرفت. من