نام کتاب: خانه کج
تمامی آن چهره جان و قدرت می‌تراوید و گوئی نگاهش شدیدا مرا به خود جذب میکرد.
سربازرس تاورنر گفت:
- این اوست. *«اگوستوس جان»* آن را کشیده است. باشخصیت است، نیست؟
گفتم:
- بله.
و احساس کردم برای پاسخ تنها این یک کلمه کافی به نظر نمی‌رسد. و اکنون پی می‌بردم وقتی ادیت دو هاویلند می‎‌گفت «خانه بدون او خالی شده است. منظورش چه بود. این آن مرد کج بود که آن خانه‌ی کج را بنانهاده بود و اکنون بدون او آن خانه‌ی کوچک کج معنی خود را از دست داده بود.
. آن یکی عکس همسر اول اوست. کار *«سارجینت»* است.
به تصویری که روی دیوار بین دو پنجره آویخته شده بود دقت کردم. مثل تمام آثار سارجینت بازگوی رنج و ستم بود. کشیدگی چهره مبالغه آمیز بود. انگار آن را شبیه صورت اسب کشیده بودند. نمونه‌ی سیمای یک زن انگلیسی. زنی روستایی امانه زیبا و اجتماعی.
خوش سیما ولی تا حدی بی روح. به سختی گمان می کردید که این تصویر متعلق به همسر آن مرد توانا و زشت روی نیشخند برلب باشد که عکسش روی پیش بخاری بود.
در باز شد و گروهبان لمب وارد شد و گفت:
Sargent نقاشی آمریکایی 1925-1856<br />Augustus John نقاش

صفحه 65 از 249