که عشق و ایثار لئونیدز پیر نثار خانواده و نزدیکانش می شد، عشق و و محبت، ژوزفین فقط به خودش برمیگشت...
تصور میکنم لئونیدز پیر این را فهمیده بود که هیچ یک از افراد خانواده نمی داند ممکن است ژوزفین منشاء خطری برای خودش و دیگران گردد. او را از محیط مدرسه دور کرده بود، زیرا از کاری که ممکن بود از بچه سر بزند، می ترسید. از او در خانه حمایت می کرد و مراقبش بود. و حالا معنی سفارش آن پیرمرد را به سوفیا درباره رسیدگی به ژوزفین درک می کردم. تصمیم. ناگهانی ماگدا، برای فرستادن او به سوییس دلیل دیگری بود که از بابت بچه ترس داشت. شاید ناخودآگاه و از روی غریزهی طبیعی.
و ادیت دوهاویلند؟ آیا اول سوء ظن برد؟ سپس ترسید. و سرانجام پی برد؟
به نامه ای که در دستم بود نگاه کردم و شروع به خواندن آن نمودم:
«چارلز عزیز این نامه برای توست. اگر صلاح بدانی برای سوفیا هم هست. طبیعی است که کسی باید حقیقت را بداند. دفتر جوف را داخل لانهی متروک در خارج از در عقب خانه بافتم. او همیشه مواظب این دفتر بود. و این دفتر آنچه را که بدان مشکوک بودم، ثابت می کند. کاری که قصد دارم انجام دهم شاید درست باشد و شاید هم غلط، نمی دانم . به هر حال زندگی من رو به پایان است. میل ندارم بچه رنج بکشد. گمان می کنم اگر برای آنچه که کرده است به محاکمه کشیده شود حتما رنج بسیار خواهند برد.
بیشتر انسانها کارها را درست انجام نمی دهند. اگر من اشتباه میکنم از درگاه خداوند طلب عفو دارم. ولی بدانید این کار را از روی
تصور میکنم لئونیدز پیر این را فهمیده بود که هیچ یک از افراد خانواده نمی داند ممکن است ژوزفین منشاء خطری برای خودش و دیگران گردد. او را از محیط مدرسه دور کرده بود، زیرا از کاری که ممکن بود از بچه سر بزند، می ترسید. از او در خانه حمایت می کرد و مراقبش بود. و حالا معنی سفارش آن پیرمرد را به سوفیا درباره رسیدگی به ژوزفین درک می کردم. تصمیم. ناگهانی ماگدا، برای فرستادن او به سوییس دلیل دیگری بود که از بابت بچه ترس داشت. شاید ناخودآگاه و از روی غریزهی طبیعی.
و ادیت دوهاویلند؟ آیا اول سوء ظن برد؟ سپس ترسید. و سرانجام پی برد؟
به نامه ای که در دستم بود نگاه کردم و شروع به خواندن آن نمودم:
«چارلز عزیز این نامه برای توست. اگر صلاح بدانی برای سوفیا هم هست. طبیعی است که کسی باید حقیقت را بداند. دفتر جوف را داخل لانهی متروک در خارج از در عقب خانه بافتم. او همیشه مواظب این دفتر بود. و این دفتر آنچه را که بدان مشکوک بودم، ثابت می کند. کاری که قصد دارم انجام دهم شاید درست باشد و شاید هم غلط، نمی دانم . به هر حال زندگی من رو به پایان است. میل ندارم بچه رنج بکشد. گمان می کنم اگر برای آنچه که کرده است به محاکمه کشیده شود حتما رنج بسیار خواهند برد.
بیشتر انسانها کارها را درست انجام نمی دهند. اگر من اشتباه میکنم از درگاه خداوند طلب عفو دارم. ولی بدانید این کار را از روی