مرددانه در راهرو ایستاده بودم که تاورنر مرا صدا زد:
- بیا این جا، در اتاق بچه هستیم. تا حالا چنین منظره ای دیده ای؟
قدم به داخل اتاق گذاشتم و حیران ماندم. گفتی که اتاق کوچک او دچار گردباد گشته بود. کشوها بیرون کشیده شده و محتویاتش در کف اتاق پراکنده بود. تشک و وسایل خواب از تخت کوچک به زیر کشیده شده بود. قالیچه ها لوله شده و صندلی ها واژگون بودند. عکس ها از دیوار پایین آورده شده بودند. با تعجب گفتم:
- خدای من، هدف از این کارها چه بوده است؟
- تو چه فکر می کنی؟
- کسی پی چیزی میگشته است.
- حتما اطراف را نگاه کردم و با حیرت سوت زدم.
- تو را به خدا بگو چه کسی می توانسته این جا بیاید و این همه کارها را بکند ولی صدایش شنیده و خودش دیده نشود؟!
- چرا نه؟ خانم لئونیدز صبح را در اتاق خودش صرف کارهایش میکند و به لباسهایش می رسد. فیلیپ در کتابخانه سرگرم است. تهیه» در آشپزخانه مشغول سیب زمینی پوست کندن و لوبیا پاک کردن است. در خانواده ای که همه عادات یکدیگر را می دانند این کار به حد کافی آسان است. من می گویم که... کسی که این کارها را کرده. یعنی تله را برای بچه گذاشته و اتاقش را بهم ریخته کسی بوده که خیلی عجله داشته است به طوری که وقت نداشته با ملایمت و سرفرصت همه جا را جستجو کند.
. تو میگویی یک نفر از اهل خانه بوده است؟
- بیا این جا، در اتاق بچه هستیم. تا حالا چنین منظره ای دیده ای؟
قدم به داخل اتاق گذاشتم و حیران ماندم. گفتی که اتاق کوچک او دچار گردباد گشته بود. کشوها بیرون کشیده شده و محتویاتش در کف اتاق پراکنده بود. تشک و وسایل خواب از تخت کوچک به زیر کشیده شده بود. قالیچه ها لوله شده و صندلی ها واژگون بودند. عکس ها از دیوار پایین آورده شده بودند. با تعجب گفتم:
- خدای من، هدف از این کارها چه بوده است؟
- تو چه فکر می کنی؟
- کسی پی چیزی میگشته است.
- حتما اطراف را نگاه کردم و با حیرت سوت زدم.
- تو را به خدا بگو چه کسی می توانسته این جا بیاید و این همه کارها را بکند ولی صدایش شنیده و خودش دیده نشود؟!
- چرا نه؟ خانم لئونیدز صبح را در اتاق خودش صرف کارهایش میکند و به لباسهایش می رسد. فیلیپ در کتابخانه سرگرم است. تهیه» در آشپزخانه مشغول سیب زمینی پوست کندن و لوبیا پاک کردن است. در خانواده ای که همه عادات یکدیگر را می دانند این کار به حد کافی آسان است. من می گویم که... کسی که این کارها را کرده. یعنی تله را برای بچه گذاشته و اتاقش را بهم ریخته کسی بوده که خیلی عجله داشته است به طوری که وقت نداشته با ملایمت و سرفرصت همه جا را جستجو کند.
. تو میگویی یک نفر از اهل خانه بوده است؟