داشت تا بتوانم مراقب فرزندانم و فرزندانشان هم باشم. البته مرگ، چندتایی از آنان را از من گرفت. ولی جای خوشوقتی است که بقیه زیر سقف خودم زندگی میکنند. وقتی که بمیرم بار این وظیفه و ادارهی خانواده باید بر عهدهی یکی از آنان باشد. با خود بحث کردهام که آیا ثروتم را مساوی مابین عزیزانم تقسیم کنم یا نه . اما تقسیم مساوی مألا منتج به مساوات واقعی و صحیح نمیشود. افراد بشر یکسان خلق نشدهاند. برای جبران این نابرابری باید موازنه کرد. از طرفی فردی باید جانشین من باشد. باید که در برابر بقیهی خانواده، این مسئولیت را بپذیرد. پس از مشاهدات بسیار تصور نمیکنم هیچ یک از پسرانم برای قبول این مهم مناسب باشند. پسرم راجر استعداد کسب ندارد. گرچه طبع مهربانی دارد ولی برای قضاوت و تصمیم گیری، بیش از حد عجله میکند. و آنا تحت تأثیر قرار میگیرد. فرزندم فیلیپ بیش از حد از خود نامطمئن است که کار و فعالیتی بکند. بلکه بیشتر از زندگی کناره می گیرد. آستیس نوهی عزیزم خیلی جوان است. فکر نمیکنم کیفیات و احساسات با قضاوتهای صحیح لازم زندگی را کسب کرده باشد. او زود تحت تأثیر افراد سر راهش قرار میگیرد. فقط نوای دلبندم سوفیا به نظر من کیفیات و شرایط لازم را داراست. او دارای فکر صحیح، قضاوت درست و جرات کافی است. و تصور میکنم سخاوتمند هم هست. رفاه و سرپرستی خانوادهام را به او میسپارم. همچنین رفاه خواهرزن مهربانم ادیت دوهاویلند را. و از او برای اینکه مدت زیادی از عمر و زندگیش را وقف و صرف خانوادهام کرده است، سپاسگزارم.
این شرح سند جوف بود. آنچه که شرحش مشکل تر است یا تقریبا
این شرح سند جوف بود. آنچه که شرحش مشکل تر است یا تقریبا