- او دلایلش را در نامه ی جوف آن بیان کرده است.
پدرم کاغذی را برداشت و در برابر من گرفت.
- آقای گیتسکیل ایرادی ندارد چارلز آنرا بخواند؟
وکیل به سردی گفت:
- اختیار دارید آقا، نامه دست کم یک توضیحی می دهد. گرچه شک دارم ولی ممکن است مبین عذرخواهی آقای لئونیدز باشد.
مرد کهنه کار نامه را به من داد. نامه با مرکب سیاه و خط ریز و پیچیده ای نوشته شده بود. دستخط، خودپسندی و شخصیت نویسندهاش را نشان می داد که به هیچ وجه در نوشتن سعی نکرده بود. با شیوه ای بسیار قدیمی، از نظر ادبیات، با زحمت و ضعیف، و از نظر مکاتبه ای کاملا با ارزش و قوی.
نامه میگفت:
گیتسکیل عزیز، از دریافت این نامه متعجب و شاید هم خشمگین شوی. اما بر این رفتار دلایلی دارم که شاید از نظر تو غیر منطقی باشد. من از دیرباز فردی تکرو بوده ام.
در هر خانواده (این را از همان بچگی و جوانی مشاهده کرده و هیچگاه فراموش نمی کنم.) همیشه یک شخصیت قوی هست که همواره تمام ناراحتی ها و مسئولیت های بقیهی افراد را به دوش می کشد. در خانوادهی من آن شخص خودم بودم. به لندن آمدم. در آنجا مستقر شدم. مادرم را و والدین پیر پدر و مادرم را در «اسمیرنا» اداره کردم. یکی از برادرانم را از چنگ قانون رهانیدم، خواهرم را از شر یک ازدواج نامتناسب خلاص کردم و کارهایی از این قبیل. خداوند در پاداش زحمتهایی که برای آنان کشیدم عمر طولانی به من ارزانی
پدرم کاغذی را برداشت و در برابر من گرفت.
- آقای گیتسکیل ایرادی ندارد چارلز آنرا بخواند؟
وکیل به سردی گفت:
- اختیار دارید آقا، نامه دست کم یک توضیحی می دهد. گرچه شک دارم ولی ممکن است مبین عذرخواهی آقای لئونیدز باشد.
مرد کهنه کار نامه را به من داد. نامه با مرکب سیاه و خط ریز و پیچیده ای نوشته شده بود. دستخط، خودپسندی و شخصیت نویسندهاش را نشان می داد که به هیچ وجه در نوشتن سعی نکرده بود. با شیوه ای بسیار قدیمی، از نظر ادبیات، با زحمت و ضعیف، و از نظر مکاتبه ای کاملا با ارزش و قوی.
نامه میگفت:
گیتسکیل عزیز، از دریافت این نامه متعجب و شاید هم خشمگین شوی. اما بر این رفتار دلایلی دارم که شاید از نظر تو غیر منطقی باشد. من از دیرباز فردی تکرو بوده ام.
در هر خانواده (این را از همان بچگی و جوانی مشاهده کرده و هیچگاه فراموش نمی کنم.) همیشه یک شخصیت قوی هست که همواره تمام ناراحتی ها و مسئولیت های بقیهی افراد را به دوش می کشد. در خانوادهی من آن شخص خودم بودم. به لندن آمدم. در آنجا مستقر شدم. مادرم را و والدین پیر پدر و مادرم را در «اسمیرنا» اداره کردم. یکی از برادرانم را از چنگ قانون رهانیدم، خواهرم را از شر یک ازدواج نامتناسب خلاص کردم و کارهایی از این قبیل. خداوند در پاداش زحمتهایی که برای آنان کشیدم عمر طولانی به من ارزانی