پدرم نگاه معنی داری به من کرد. تاورنر سعی می کرد به من نگاه نکند. ناراحت شدم... چیزی از فکر هر دوی آنان میگذشت... و سررشتهی آن در دستم نبود.
- آگاهی از مفاد وصیت نامه ربطی به من ندارد... ولی.... وکیل حرفم را قطع کرد:
- البته مقررات وصیت نامه ی آقای لئونیدز چیز سری ای نیست. و وظیفه من بود اول حقایق را در اختیار پلیس بگذارم. و این را وظیفه خودم میدانستم که از مفاد این وصیتنامه قبل از مقامات پلیس آگاه باشم. میدانم که... میدانم که، اجازه بدهید بگویم که بین شما و خانم سوفیا تفاهم کامل وجود دارد. گفتم:
- بله امیدوارم بتوانم با او ازدواج کنم. هرچند که در حال حاضر اجازهی نامزدی هم نمی دهند.
آقای گیتسکیل گفت که او کار صحیحی می کند.
با نظر او موافق نبودم. اما وقت و جای بحث نبود. وکیل گفت:
- در این وصیت نامه که به تاریخ بیست و نهم نوامبر سال گذشته نوشته شده است آقای لئونیدز پس از مقرری یکصد هزار پوند برای همسرش، بقیه داراییاش را از منقول و غیر منقول تماما به نوهاش خانم سوفیا کاترین لئونیدز بخشیده است.
یکه خوردم. انتظار شنیدن هر چیزی را غیر از این داشتم.
- او تمام داراییش را به سوفیا داده است؟ چه خارق العاده؟ به چه دلیل؟
پدرم گفت:
- آگاهی از مفاد وصیت نامه ربطی به من ندارد... ولی.... وکیل حرفم را قطع کرد:
- البته مقررات وصیت نامه ی آقای لئونیدز چیز سری ای نیست. و وظیفه من بود اول حقایق را در اختیار پلیس بگذارم. و این را وظیفه خودم میدانستم که از مفاد این وصیتنامه قبل از مقامات پلیس آگاه باشم. میدانم که... میدانم که، اجازه بدهید بگویم که بین شما و خانم سوفیا تفاهم کامل وجود دارد. گفتم:
- بله امیدوارم بتوانم با او ازدواج کنم. هرچند که در حال حاضر اجازهی نامزدی هم نمی دهند.
آقای گیتسکیل گفت که او کار صحیحی می کند.
با نظر او موافق نبودم. اما وقت و جای بحث نبود. وکیل گفت:
- در این وصیت نامه که به تاریخ بیست و نهم نوامبر سال گذشته نوشته شده است آقای لئونیدز پس از مقرری یکصد هزار پوند برای همسرش، بقیه داراییاش را از منقول و غیر منقول تماما به نوهاش خانم سوفیا کاترین لئونیدز بخشیده است.
یکه خوردم. انتظار شنیدن هر چیزی را غیر از این داشتم.
- او تمام داراییش را به سوفیا داده است؟ چه خارق العاده؟ به چه دلیل؟
پدرم گفت: