نام کتاب: خانه کج
دوستان دوران جوانیش بیشتر به یاد او می آیند.
وکیل گفت:
- کارهای آقای لئونیدز حدود چهل سال است که در دست من است. دقیقا چهل و سه سال و شش ماه.
تاورنر مجددا نیشخند زد.
پرسیدم چه اتفاقی افتاده است.
پدرم به وکیل پیشدستی کرد و توضیح داد:
- آقای اگرودو پلوس در یادداشتی متذکر شده است که قصد دارد سفارشی را که دوستش آقای لئونیدز باور کرده اجرا کند. خلاصه حدود یک سال پیش او مورد اعتماد دوستش قرار می‌گیرد و آقای لئونیدز پاکت تاشده ای را به او می سپرد تا هرزمان که فوت کرد آقای اگرودو پلوس پاکت را فورا به آقای گینسکیل برساند. در صورتی که اگرودو پلوس فوت کند پسرش که پسرخوانده‌ی لئونیدز است می بایست سفارش او را انجام بدهد. آقای اگرودو پلوس برای تأخیر در ارسال نامه پوزش خواسته و شرح داده است مدتی مریض بوده و درست دیروز از مرگ دوستش باخبر شده است.
وکیل گفت: این کارها خلاف اصول و مقررات است.
- وقتی آقای گیتسکیل پاکت مهر شده را باز می‌کند و از مفاد آن آگاه می شود... می فهمد که بایستی آنرا...
گینسکیل گفت: البته در تحت چنین شرایطی .
ما را هم از وجود نامه آگاه کند. پاکت حاوی یک وصیت نامه است که خیلی روشن امضا و تصدیق امضا شده و یک نامه هم در جوف آن است.

صفحه 172 از 249