پریشان و خشمگین نشسته بود. داشت با حرارت حرف می زد.
- در حقیقت دیگر به هیچ وجه نمی توان به چیزی اعتماد کرد. پدرم با ملایمت گفت:
- البته، البته. آه چارلز حالت چطور است؟ خیلی به موقع آمدی. پیشرفت نسبتا قابل ملاحظه ای در کار صورت گرفته است.
گیتسکیل گفت:
- بی مقدمه و بدون سابقه ی قبلی.
پیدا بود که موضوعی آن وکیل کوچک اندام را خشمگین و پریشان کرده است. در پشت سر او تاورنر نیشخندی به من زد.
پدرم گفت:
- اجازه می دهید رئوس مطالب را بیان کنم؟ آقای وکیل امروز صبح خبر حیرت انگیزی دریافت کرده است چارلز. این خبر را آقایی به نام *«اگرودو پلوس»* رئیس رستوارن *«دلفانس»* به ایشان داده است. او یک یونانی سالخورده است. در جوانی، اریستاد لئونیدز خیلی کمکش کرده و با او دوست شده است. او همیشه نسبت به این دوستی صمیمی و باوفا بوده و به نظر می رسد اریستاد لئونیدز خیلی خیلی به او اعتماد داشته است.
وکیل گفت:
- هرگز گمان نمیکردم لئونیدز چنین آدم تودار و مرموزی باشد. البته آدم باتجربه ای بود. بخصوص در سالهای پیری و آخر عمرش.
پدرم به آرامی گفت:
- می دانی گیتسکیل، می گویند وقتی انسان پیر می شود، جوانی و
- در حقیقت دیگر به هیچ وجه نمی توان به چیزی اعتماد کرد. پدرم با ملایمت گفت:
- البته، البته. آه چارلز حالت چطور است؟ خیلی به موقع آمدی. پیشرفت نسبتا قابل ملاحظه ای در کار صورت گرفته است.
گیتسکیل گفت:
- بی مقدمه و بدون سابقه ی قبلی.
پیدا بود که موضوعی آن وکیل کوچک اندام را خشمگین و پریشان کرده است. در پشت سر او تاورنر نیشخندی به من زد.
پدرم گفت:
- اجازه می دهید رئوس مطالب را بیان کنم؟ آقای وکیل امروز صبح خبر حیرت انگیزی دریافت کرده است چارلز. این خبر را آقایی به نام *«اگرودو پلوس»* رئیس رستوارن *«دلفانس»* به ایشان داده است. او یک یونانی سالخورده است. در جوانی، اریستاد لئونیدز خیلی کمکش کرده و با او دوست شده است. او همیشه نسبت به این دوستی صمیمی و باوفا بوده و به نظر می رسد اریستاد لئونیدز خیلی خیلی به او اعتماد داشته است.
وکیل گفت:
- هرگز گمان نمیکردم لئونیدز چنین آدم تودار و مرموزی باشد. البته آدم باتجربه ای بود. بخصوص در سالهای پیری و آخر عمرش.
پدرم به آرامی گفت:
- می دانی گیتسکیل، می گویند وقتی انسان پیر می شود، جوانی و
Agrodo Polus<br />Delphons