که نسبتا بلند حرف می زد، از داخل آن شنیدم. فکر کردم باید شیوه گوش کردن ژوزفین را پیش بگیرم. پس تکیه به در دادم و به گوش ایستادم. او درسی از تاریخ میداد. و مسئله درباره رهبری فرانسه بود.
با حیرت بسیار متوجه شدم که لارنس فراده بسیار قوی، پخته و مسلطی است. نباید زیاد متعجب میشدم، زیرا به هر حال اریستاد لئونیدز همیشه افراد خوب و متخصص را به تور میانداخت و از آنان استفاده می کرد. لارنس با آن جثه نحیف و ظاهرا بی حالش صفات بارز و عالی معلمی را داشت که می تواند شاگردانش را بخوبی جذب کند و تحت تأثیر قرار دهد. سرگذشت *«ترمیدر»*، حکم تبعید طرفداران *«روبسپیر»*، عظمت *«باراس»*، حیله *«فوشه»* و «ناپلئون، آن سروان توپچی جوان... همه را با حالتی زنده و پرشور برای آنان شرح می داد و مجسم میکرد.
ناگهان لارنس از صحبت دست کشید. از آستیس و ژوزفین خواست که خود را به جای نفر اول و بعد نفرات دیگر بگذارند. گرچه ژوزفین با آن صدای گرفته و سرماخوردهاش زیاد جالب اجرا نکرد اما آستیس آن قدر در اجرای آن مسلط بود که لحنش خیلی با آن پسر متفکر و افسرده متفاوت بود. در این درس از خود هوش، استعداد و علاقه کافی نشان می داد. او استعداد درک درس و رویدادهای تاریخی را داشت. انگار این را از پدرش به ارث برده بود.
سپس صدای کشیده شدن پایه های صندلی را بر زمین شنیدم که فورا خود را به بالای پلهها رساندم و وقتی در اتاق باز شد ظاهرا
با حیرت بسیار متوجه شدم که لارنس فراده بسیار قوی، پخته و مسلطی است. نباید زیاد متعجب میشدم، زیرا به هر حال اریستاد لئونیدز همیشه افراد خوب و متخصص را به تور میانداخت و از آنان استفاده می کرد. لارنس با آن جثه نحیف و ظاهرا بی حالش صفات بارز و عالی معلمی را داشت که می تواند شاگردانش را بخوبی جذب کند و تحت تأثیر قرار دهد. سرگذشت *«ترمیدر»*، حکم تبعید طرفداران *«روبسپیر»*، عظمت *«باراس»*، حیله *«فوشه»* و «ناپلئون، آن سروان توپچی جوان... همه را با حالتی زنده و پرشور برای آنان شرح می داد و مجسم میکرد.
ناگهان لارنس از صحبت دست کشید. از آستیس و ژوزفین خواست که خود را به جای نفر اول و بعد نفرات دیگر بگذارند. گرچه ژوزفین با آن صدای گرفته و سرماخوردهاش زیاد جالب اجرا نکرد اما آستیس آن قدر در اجرای آن مسلط بود که لحنش خیلی با آن پسر متفکر و افسرده متفاوت بود. در این درس از خود هوش، استعداد و علاقه کافی نشان می داد. او استعداد درک درس و رویدادهای تاریخی را داشت. انگار این را از پدرش به ارث برده بود.
سپس صدای کشیده شدن پایه های صندلی را بر زمین شنیدم که فورا خود را به بالای پلهها رساندم و وقتی در اتاق باز شد ظاهرا
Therimidor<br /> Robespierri<br />Barras<br />Fouche<br />روبسپیر، باراس و فوشه از سران معروف انقلاب فرانسه بودند.