پیشنهاد میکرد، تظاهر نبود. به هر حال پیشنهاد احمقانه ای بود. فیلیپ را هم وادار می کرد که فکر کند او هم باید این کار را بکند! البته ادیت برای فرد فرد خانواده فداکاری میکند! حالت رقت انگیزی در عشق این دختر ترشیده به خواهرزادههایش وجود دارد. روزی من نقش آن خاله های خانه مانده را بازی خواهم کرد. یک خاله فضول، خودرای و فداکار.
با بی اعتنایی به حرفهای ماگدا، گفتم: اگر او آنقدر از لئونیدز پیر متنفر بود، به این جهت بود که پس از مرگ خواهرش تحمل دیدنش را نداشت.
ماگدا به میان حرفم دوید و گفت: از او خیلی بدش میآمد؟ کی این را به تو گفت؟ چه مزخرف. او عاشق لئونیدز بود.
- مادر!
- سعی نکن حرفهای مرا رد کنی. طبعاً تو در این سن و سال فکر میکنی عشق آن است که فقط بین دو جوان خوب و زیبا، در زیر نور ماه و مهتاب بهوجود بیاید.
گفتم: او به من گفت همیشه از لئونیدز پیر بدش می آمده است.
- شاید اول که اینجا آمد، این طور بود. از خواهرش هم ناراحت بود که چرا با او ازدواج کرده بود. به جرات میتوانم بگویم گرچه همیشه مخالف او بود،... عاشق او هم بود. این درست است؟ عزیزجان، من میدانم دارم چه میگویم! البته او نمیتوانست با خواهر زن متوفایش ازدواج کند. به جرات بگویم که هرگز فکرش را هم نکرد و شاید ادیت هم همین طور. او کاملا راضی به این بود که در حق بچهها مادری میکند و با او مبارزه. و از این که با براندا ازدواج کرد یک ذره
با بی اعتنایی به حرفهای ماگدا، گفتم: اگر او آنقدر از لئونیدز پیر متنفر بود، به این جهت بود که پس از مرگ خواهرش تحمل دیدنش را نداشت.
ماگدا به میان حرفم دوید و گفت: از او خیلی بدش میآمد؟ کی این را به تو گفت؟ چه مزخرف. او عاشق لئونیدز بود.
- مادر!
- سعی نکن حرفهای مرا رد کنی. طبعاً تو در این سن و سال فکر میکنی عشق آن است که فقط بین دو جوان خوب و زیبا، در زیر نور ماه و مهتاب بهوجود بیاید.
گفتم: او به من گفت همیشه از لئونیدز پیر بدش می آمده است.
- شاید اول که اینجا آمد، این طور بود. از خواهرش هم ناراحت بود که چرا با او ازدواج کرده بود. به جرات میتوانم بگویم گرچه همیشه مخالف او بود،... عاشق او هم بود. این درست است؟ عزیزجان، من میدانم دارم چه میگویم! البته او نمیتوانست با خواهر زن متوفایش ازدواج کند. به جرات بگویم که هرگز فکرش را هم نکرد و شاید ادیت هم همین طور. او کاملا راضی به این بود که در حق بچهها مادری میکند و با او مبارزه. و از این که با براندا ازدواج کرد یک ذره