نام کتاب: خانه کج
گفت: شما هرچه دوست دارید، می‌توانید بگویید اما من تصور می‌کنم ما باید به خواسته‌های اریستاد، احترام بگذاریم. وقتی جریان وصیت‌نامه روشن شود، از بابت من، تمام سهم من در اختیار تو خواهد بود راجر.
راجر سری به نفی تکان داد و فریاد زد: نه! خاله ادیت نه!
فیلیپ گفت: ای‌ کاش من هم می‌توانستم همین حرف را بزنم. اما آدم همه جوانب را باید در نظر بگیرد.
- فیلیپ، آقای عزیز، نمی‌فهمی؟ من قصد ندارم پولی از کسی بگیرم.
کلمنسی افزود: البته که نمی‌گیرد.
ماگدا گفت: به هرحال ادیت، اگر کار وصیت نامه درست بشود او سهم خودش را که دارد. .
آستیس پرسید: پول از بابت وصیت نامه به موقع به دست نمی‌رسد، می‌رسد؟
فیلیپ گفت: تو چیزی در این باره نمی‌دانی آستیس.
راجر داد زد: این بچه کاملا راست می‌گوید. انگشت روی نکته مهم و حساس گذاشت. هیچ چیز نمی‌تواند از بروز سروصدا و شایعه جلوگیری کند. هیچ چیز.
کلمنسی گفت: پس واقعاً مطلب قابل بحثی وجود ندارد. راجر از روی تسلیم و رضا گفت: به هر حال چه اهمیتی دارد؟ فیلیپ که لب‌هایش را به هم می‌فشرد، گفت: فکر می‎‌کنم مهم است.
راجر: آیا در برابر مرگ پدر این مسئله اصلا قابل بحث است؟ پدر مرده! ما اینجا نشسته‌ایم و تنها درباره مسائل مادی و پولی بحث

صفحه 137 از 249