- کیست؟ نگاه پست و اهانت آمیزی کرد.
- آهان، فهمیدم. تا آخر فصل آخر نمیگویی؟ حتی اگر قول بدهم به سربازرس چیزی نگویم؟
- یک چندتایی دیگر هم مدرک لازم دارم.
ته سیب را به داخل استخر پرت کرد و افزود: به هر حال، به تو نمیگویم. هرکس میخواهی باش. میخواهی پلیس باش یا واتسون باش یا کس دیگر.
این توهین را به خود هموار کردم: خیلی خوب من واتسون هستم. حتی به واتسون هم اطلاعات کافی را می دادند.
- چی را؟
- حقایق را. اما واتسون از آن خبرها نتیجه گیری غلط میکرد. خوشت نمیآید ببینی من از آن اطلاعات و خبرهای تو نتیجه گیری غلط بکنم؟
او لحظه ای اغوا شد. اما سپس، سرش را تکان داد و گفت:
نه.
و افزود: به هر حال من از «شرلوک هلمز» خاطرجمع نیستم. این دیگر خیلی قدیمی شده، با گاریهای مخصوص حمل سگ دوروبر میگردند که قاتل را پیدا کنند.
- راجع به آن نامهها به من چیزی نمی گویی؟
کدام نامهها؟
- که گفتی لارنس و براندا برای هم نامه می نویسند؟
- از خودم در آوردم.
- آهان، فهمیدم. تا آخر فصل آخر نمیگویی؟ حتی اگر قول بدهم به سربازرس چیزی نگویم؟
- یک چندتایی دیگر هم مدرک لازم دارم.
ته سیب را به داخل استخر پرت کرد و افزود: به هر حال، به تو نمیگویم. هرکس میخواهی باش. میخواهی پلیس باش یا واتسون باش یا کس دیگر.
این توهین را به خود هموار کردم: خیلی خوب من واتسون هستم. حتی به واتسون هم اطلاعات کافی را می دادند.
- چی را؟
- حقایق را. اما واتسون از آن خبرها نتیجه گیری غلط میکرد. خوشت نمیآید ببینی من از آن اطلاعات و خبرهای تو نتیجه گیری غلط بکنم؟
او لحظه ای اغوا شد. اما سپس، سرش را تکان داد و گفت:
نه.
و افزود: به هر حال من از «شرلوک هلمز» خاطرجمع نیستم. این دیگر خیلی قدیمی شده، با گاریهای مخصوص حمل سگ دوروبر میگردند که قاتل را پیدا کنند.
- راجع به آن نامهها به من چیزی نمی گویی؟
کدام نامهها؟
- که گفتی لارنس و براندا برای هم نامه می نویسند؟
- از خودم در آوردم.