نام کتاب: خانه کج
- و او پول و سرمایه را خودش بالاکشیده است.....
تاورنر گفت: نه. ما نمی‌گوییم او برداشت کرده. بی پرده بگویم، ممکن است او یک قاتل باشد اما کلاه بردار نیست. کاملا ساده لوح - بی فکر و نادان است. نمی‌شود فکرش را کرد. به جایی که نباید جنس صادر کند فرستاده است وقتی باید جنس بفرستد، دست نگه داشته است. برای افرادی که باید مأمور و مسئول بگذارد، نگذاشته است. مرد ساده لوح و خوش باوری است. به افراد ناجور اعتماد کرده است و وقت و بی وقت اشتباه کاری.
پدرم گفت: از این آدم‌ها زیادند. آنان در واقع احمق نیستند، مردم را نمی‌شناسند. بی موقع و غلط تحت تاثیر قرار می‌گیرند. همین.
تاورنر گفت: چنین آدمی اصلا نباید تجارت کند.
پدرم گفت: اگر پسر اریستاد لئونیدز نمی بود، اصلاً تجارت نمی کرد. وقتی پیرمرد آن تشکیلات را به او تحویل داد مؤسسه کاملا سرپا و بارونق بود. مثل یک معدن طلا! فکر می‌کردی او فقط باید بنشیند و تماشا کند. کارها خودبخود و به نحو احسن انجام می شد. پدرم سری به مخالفت تکان داد و گفت: نه، هیچ دستگاهی خودبخود نمی‌چرخد. پیوسته باید تصمیماتی گرفته شود. یک نفر از این جا کم شود، یکی در آن جا اضافه شود. تدابیری تازه بریزند. اما در این جا با کارگردانی راجر لئونیدز کارها همیشه خراب از آب درآمده است.
تاورنر گفت: درست است. او آدم دل رحم و باوفایی هم هست. مثلا افراد بی مصرف و مزاحمی را سرکار نگه می دارد فقط برای اینکه به آنان علاقه مند است. یا به این دلیل که سابقه خدمتشان زیاد است. و دیگر اینکه گاهی عقاید کاملا غیرعملی دارد و اصرار دارد این نظرات

صفحه 106 از 249