نام کتاب: خانه کج
چنانی بنظر آوردم. گفتم: نه کاملا. لیدی مکبث اصولا زنی طماع بود. تصور نمی‌کنم کلمنسی لئونیدز اینطور باشد. فکر نمی‌کنم او دوست داشته باشد برای پول و ثروت خود را به دردسر بیندازد.
- اما بخاطر حفظ شوهرش ممکن است زحمت این کار را بخود بدهد.
- به آن دلیل بله. و او حتما می تواند - قادر است بی رحم باشد.
«انواع مختلف بی رحمی» این آن عبارتی است که سوفیا گفته بود. سرم را بلند کردم. دیدم که پیرمرد مرا می نگرد.
- چه در سرت می گذرد، چارلز؟
چیزی به او نگفتم. روز بعد احضار شدم و دیدم که پدرم و تاورنر با هم هستند. تاورنر هیجان زده و خوشحال به نظر می رسید.
پدرم گفت: موسسه تهیه موادغذایی ورشکست شده است. تاورنر گفت: هرلحظه ممکن است سروصدای آن بلند شود.
گفتم: دیشب دیدم که سهام تنزل کرده است. اما مثل اینکه امروز صبح وضع بهتر شده بود.
تاورنر گفت: ما مجبور بودیم از گوشه و کنار اطلاعات به دست بیاوریم. نه رسمی و مستقیم. مواظب بودیم کنجکاوی مردم جلب نشود. منبع اطلاعات ما کاملا خصوصی است. این اطلاعات کاملا روشن است. مؤسسه تهیه مواد غذایی در شرف ورشکستگی است و احتمال می رود از عهده‌اش برنیاید. حقیقت اینکه این شرکت سال‌ها به غلط اداره شده است.
- بوسیله‌ی راجر لئونیدز؟
- بله، می دانی که اختیار تام با او بوده است.

صفحه 105 از 249