سکوت را میشکند و اعتراف میکند براندا لئونیدز خارج از خانه و سینما بوده است. فقط راجر میبایست از اتاق پدر خارج شود به حمام برود و یک شیشه انسولین را خالی کند. آنرا با محلول قوی چشم پر کند. با همسرش ممکن است ترتیب این کار را داده باشد. او میگوید در آن روز در پی پیپ راجر به آن قسمت از ساختمان رفته است. چون راجر پیپ را آنجا جا گذاشته بوده است. اما او میتوانسته قبل از اینکه براندا برگردد و تزریق را انجام بدهد، دست به این کار بزند.
سری به تایید تکان دادم.
- بله، من خیال می کنم او این کار را کرده است. او برای اجرای هر امری به حد کافی خونسرد است! و من در واقع فکر نمیکنم راجر لئونیدز از سم استفاده کرده باشد . نقشهی قتل با انسولین بیشتر حالت حیلهای زنانه دارد. .
پدرم خونسرد گفت: خیلی از مردها هم با سم آدم میکشند. تاورنر گفت: آه، رئیس. پس این طور، پس حالا دیگر می دانیم، نه؟
مرد کهنه کار باز گفت: *«پریچارد»* هم جا عوض کن خوبی بود. بگذار بگوییم هردو در این امر دست داشتهاند.
تاورنر بیرون رفت. پدرم رو به من کرد و گفت:
- مثل «لیدی مکبث». چارلز این قضیه تأثیری چنین روی تو ندارد؟
من آن اندام ظریف و خوش ترکیب را ایستاده در پای پنجره اتاق آن
سری به تایید تکان دادم.
- بله، من خیال می کنم او این کار را کرده است. او برای اجرای هر امری به حد کافی خونسرد است! و من در واقع فکر نمیکنم راجر لئونیدز از سم استفاده کرده باشد . نقشهی قتل با انسولین بیشتر حالت حیلهای زنانه دارد. .
پدرم خونسرد گفت: خیلی از مردها هم با سم آدم میکشند. تاورنر گفت: آه، رئیس. پس این طور، پس حالا دیگر می دانیم، نه؟
مرد کهنه کار باز گفت: *«پریچارد»* هم جا عوض کن خوبی بود. بگذار بگوییم هردو در این امر دست داشتهاند.
تاورنر بیرون رفت. پدرم رو به من کرد و گفت:
- مثل «لیدی مکبث». چارلز این قضیه تأثیری چنین روی تو ندارد؟
من آن اندام ظریف و خوش ترکیب را ایستاده در پای پنجره اتاق آن
Pritchard <br />Lady Macbeth<br />دو شخصیت نمایشنامه مکبث اثر به جاماندنی شکسپیر که با کمک هم مکبث را کشتند.