«گری» بروم.
فیلیپ رو به وکیل کرد.
- شما با ما نهار بخورید گینسکیل؟
- متشکرم فیلیپ.
همه از جا برخاستند. من خود را به سوفیا رساندم و آهسته پرسیدم: من بروم یا بمانم؟
- فکر میکنم بروی بهتر باشد.
به آرامی به دنبال تاورنر از اتاق خارج شدم. ژوزفین داشت بر سردری که به قسمت عقب خانه باز می شد تاب می خورد. وانمود میکرد که سخت به کاری مشغول است مرا که دید گفت:
- پلیسها احمقند.
سونیا از اتاق پذیرائی بیرون آمد.
- داشتی چکار میکردی ژوزفین؟
- به «نهنه» کمک می کردم.
گمان کنم داشتی پشت در گوش میکردی. ژوزفین ادای او را درآورد. - این بچه هم برایمان مشکلی شده است.
در «اسکاتلندیارد» به اتاق پدرم رفتم تا در آنجا تاورنر را ببینم و با هم
فیلیپ رو به وکیل کرد.
- شما با ما نهار بخورید گینسکیل؟
- متشکرم فیلیپ.
همه از جا برخاستند. من خود را به سوفیا رساندم و آهسته پرسیدم: من بروم یا بمانم؟
- فکر میکنم بروی بهتر باشد.
به آرامی به دنبال تاورنر از اتاق خارج شدم. ژوزفین داشت بر سردری که به قسمت عقب خانه باز می شد تاب می خورد. وانمود میکرد که سخت به کاری مشغول است مرا که دید گفت:
- پلیسها احمقند.
سونیا از اتاق پذیرائی بیرون آمد.
- داشتی چکار میکردی ژوزفین؟
- به «نهنه» کمک می کردم.
گمان کنم داشتی پشت در گوش میکردی. ژوزفین ادای او را درآورد. - این بچه هم برایمان مشکلی شده است.
در «اسکاتلندیارد» به اتاق پدرم رفتم تا در آنجا تاورنر را ببینم و با هم