نام کتاب: جین ایر
دویدم، آن پیشانی بند را پاره کردم و توی بخاری انداختم و خشمی که او از ابرازش عاجز بود در تمام طول روز در روح من شعله ور بود و دانه های اشک، داغ و درشت، با رطوبت سوزانی بر گونه هایم می غلتید چون از آن حالت تسلیم او در قلبم درد تحمل ناپذیری حس میکردم.
تقریبا یک هفته بعد از وقایع یاد شده فوق دوشیزه تمپل، که به آقای لوید نامه نوشته بود، جواب نامه خود را دریافت داشت. ظاهرا آنچه آن مرد نوشته بود صحت داستان مرا تأیید می کرد. دوشیزه تمپل بعد از آن که تمام شاگردان و معلمهای مدرسه را جمع کرد گفت که در مورد اتهامات منسوب به جین ایر تحقیق شده و او (دوشیزه تمپل) بسیار خوشحال است که می تواند اعلام کند جین ایر از هرگونه اتهامی کاملا مبراست. بعد معلمها به من دست دادند و مرا بوسیدند. دوستان همشاگردی من هم از شنیدن این موضوع خوشحالی خود را با همهمه نشان دادند
من، که به این ترتیب از تحمل بار اندوه خلاص شده بودم، از همان ساعت دوباره با دلگرمی شروع به کار کردم و تصمیم گرفتم، با وجود تمام مشکلات، در راه خود پیشگام باشم. سخت تقلا می کردم؛ و موفقیت من با کوششهایم، متناسب بود. حافظه ام، که طبیعتاً قوی نبود، با تمرین اصلاح شد. کارورزی هوشم را تقویت کرد. در ظرف چند هفته به کلاس بالاتر ارتقا یافتم. هنوز دو ماه نگذشته بود که به من اجازه دادند دروس فرانسه و نقاشی را شروع کنم. در زمان اول فعل *«بودن»* را یاد گرفتم، و در همان روز اولین کلبه خود را که تصادفا دیوارهایش از دیوارهای برج کج پیزا پیشی گرفته و شیبدار تر از آنها بود، نقاشی کردم. آن شب، در موقع رفتن به رختخواب فراموش کردم *شام شاهانه ام* را در عالم خیال خود آماده کنم. این شام عبارت بود از سیب زمینی سرخ کرده داغ، با نان سفید و شیر تازه که معمولا از این طریق خود را با آرزوهای قلبیم مشغول می ساختم. به جای آن شام شاهانه از مناظر نقاشیهای ایده آلی که در تاریکی در عالم خیال می دیدم جشن خود را ترتیب می دادم. همه اینها ساخته دست خودم بودند: خانه ها و
*etre<br />*در متن، Barmecide supper آمده که ظاهرا «شام برمکیان» معنی می دهد. _م.

صفحه 98 از 649