نام کتاب: جین ایر
مکثی کرد.
دوشیزه تمپل گفت: «به دستورهای شما عمل خواهد شد، آقا.»
آن مرد ادامه داد: «و، زن رختشو به من می گوید که بعضی از دخترها هفته ای دو بار از *تاکر* نظیف استفاده میکنند، خانم. این خیلی زیادست. مقررات فقط اجازه یکی را می دهد.»
- «فکر میکنم می توانم این مورد را توضیح بدهم، آقا. پنجشنبه گذشته عده ای از دوستان اگنس و کاترین جانستن این دو نفر را برای عصرانه به لوتن دعوت کردند، و من به آنها اجازه دادم به آن مناسبت تاکر نظیف بزنند.»
آقای براکلهرست سر خود را به نشانه موافقت تکان داد.
- «باشد، برای یکبار اشکالی ندارد. اما لطفاً نگذارید چنین موردی زیاد تکرار شود. یک چیز دیگر هم موجب تعجب من شد: در موقع رسیدگی به حسابها با کارگزار متوجه شدم که در دو هفته گذشته یک پیش ناهار اضافی شامل نان و پنیر به دخترها داده شده. چطور چنین چیزی اتفاق افتاده؟ به آیین نامه نگاه کردم؛ هیچ جا ندیدم چیزی به عنوان پیش ناهار ذکر شده باشد. چه کسی این بدعت را گذاشته ؟ و با چه مجوزی؟»
دوشیزه تمپل جواب داد: «این کار با مسؤولیت من انجام گرفت، آقا. صبحانه آنقدر بد تهیه شده بود که شاگردان نتوانستند آن را بخورند، و من به خودم اجازه ندادم آنها را تا موقع ناهار گرسنه نگهدارم.»
- «یک لحظه توجه کنید، خانم ؛ شما می دانید که برنامه من برای تربیت دخترها این نیست که آنها را به تجمل و راحت طلبی عادت بدهم بلکه این است که آنها را پرطاقت، بردبار و تارک لذات بار بیاورم. حالا اگر اتفاقی پیش بیاید که باعث سلب اشتهای آنها بشود از قبیل خراب شدن غذا یا زیاد و کم شدن مقدار غذای هر بشقاب، چنین اتفاقی نباید با جبران کردن این وضع نامطلوب با وضع مطلوبی بی اثر شود. این کار موجب ناز پروری جسم می شود و با اهداف این مؤسسه منافات دارد. باید در جهت تهذیب اخلاقی و روحی شاگردان از طریق ترغیب آنها به ابراز شکیبایی در محرومیتهای موقت، اصلاح شود. در این گونه موارد ایراد یک خطابه کوتاه خیلی به جا خواهد بود؛ یک
*Tucker : تکه باریکی از کتان که در قرن هیجدهم به دور سینه و یا لباس زنانه می زدند. _م.

صفحه 81 از 649