نام کتاب: جین ایر
نمی بایست به خودم اجازه بدهم که فقط با یک لیوان آب برای دیدنتان بیایم پس باید، اگر نه یک ران نمک سود خوک، دست کم یک تخم مرغ برایتان بیاورم.»
- «ای بچه جنی طنز پرداز، پری انسان زاد! تو باعث می شوی من طوری فکر کنم که گویا این دوازده ماه نبودن تو برمن اثری نگذاشته. اگر توبه جای داود پیش شائول می رفتی روح خبیث بدون نواختن چنگ از بدنش خارج می شد.»
- «خیلی خوب، آقا، حالا که ظاهرتان مرتب شد و خوشایند به نظر می رسید شما را تنها میگذارم؛ این سه روز گذشته را من همه اش در حال مسافرت بوده ام، و حس میکنم خیلی خسته هستم. شب بخیر.»
- «فقط یک کلمه دیگر، چین؛ در خانه ای که بودی افرادش فقط زن بودند؟ »
خندیدم و به سرعت از اطاق بیرون آمدم. در حالی که از پله ها بالا می رفتم همچنان می خندیدم. با شادی به خود گفتم: «چه فکر خوبی! معلوم می شود من آنقدر براو اثر دارم که در آینده بتوانم او را از افسردگی بیرون بیاورم.»
روز بعد صبح خیلی زود از صدایش شنیدم که بیدار شده و سراسیمه و نگران به اطاقها یکی یکی سر می کشد. به محض این که مری پایین آمد شنیدم از او پرسید: «دوشیزه جین، اینجاست؟» بعد پرسید: «کدام اطاق را در اختیار او گذاشتی؟ اطاق رطوبت نداشت؟ الان او بیدارست؟ برو از او بپرس چیزی لازم ندارد، بعد پرس کی پایین می آید.»
موقعی که حدس می زدم صبحانه آماده شده پایین آمدم. چون می خواستم پیش از آن که پی به ورود من به اطاق ببرد نظری به او بیندازم خیلی آهسته وارد اطاق شدم. مشاهده آن حالت افتادگی و انقیاد که یک مرد نیرومند را به صورت جسدی بلااراده در آورده بود واقعا غم انگیز بود. ساکت 4. یکی از پادشاهان و انبیاء بنی اسرائیل که به علت سرپیچی از اوامر خداوند یکی از ارواح پلید بر او مسلط می شود و در نتیجه او دست به شرارتهایی می زند (کتاب مقدم: کتاب اول سموئیل بابهای ۹ تا ۲۸) داود (متوفی ۹۷۲ ق. م.) یکی از پادشاهان و داوران معروف قوم اسرائیل که در عین حال شاعر و موسیقیدان هم بود.

صفحه 628 از 649