نام کتاب: جین ایر
انگشتانم را روی ابروانش مالیدم؛ او را متوجه ساختم که آنها سوخته و از بین رفته اند، و من کاری خواهم کرد که دوباره برویند و مثل سابق پر پشت و مشکی شوند.»
- «این خوبیهایی که می خواهی در حق من انجام بدهی چه فایده ای دارد، ای روح نیکوکار، چون تو در یک لحظه شوم باز هم مرا تنها می گذاری و مثل یک سایه میگذری و ناپدید می شوی حالا به چه صورتی آن را دیگر نمی دانم ؛ بعدها هم به تو دسترسی نخواهم داشت ؟ »
- «آیا شانه جیبی با خودتان دارید، آقا ؟ » ا - «برای چه می خواهی ، جین؟»
- برای این می خواهم تا موهاتان را که مثل یال اسب شده شانه کنم. الان که کنارتان ایستاده ام و از نزدیک به شما دست می زنم می بینم تا اندازه ای اظهار ترس می کنید و از جن و پری بودن من حرف می زنید اما من اطمینان دارم که شما خودتان بیشتر شبیه یک برونی هستید. »
- «خیلی زشت هستم، جین؟» - «خیلی، آقا، همیشه زشت بودید. این را خودتان می دانید.) - «هوم ! هرجا هم که رفته باشی هنوز آن شیطنت خودت را داری!»
- با این حال، من با آدمهای خوبی زندگی می کرده ام. خیلی بهتر از شما، صدها مرتبه بهتر. افکار و عقایدی داشتند که شما هرگز در زندگیتان نداشته اید، خیلی مهذب تر و عالیتر از افکار شما . .
- «حالا این شیاطینی که با آنها بوده ای چه کسانی هستند؟ »
- «اگر سرتان را اینطور به هر طرف بچرخانید مجبور می شوم موهاتان را از روی سرتان بکنم و آن وقت دیگر در واقعی بودن من هیچ شکی نخواهید داشت.»
- «با چه کسانی زندگی کرده ای، جین؟»
- «امشب این را از زبانم نخواهید شنید؟ آقا. تا فردا صبر کنید . می دانید که نیمه تمام گذاشتن ماجرایم برای این است که مطمئن بشوم فردا صبح پشت میز صبحانه تان حاضر خواهم بود تا آن را تمام کنم. ضمنا، من ٣. Brow Illi : جن کد بانو که ، بنابر افسانه . مخفیانه به خانه ها می آید و کارهای خانه را انجام
می دهد.

صفحه 627 از 649