نام کتاب: جین ایر
عاشق شده باشد؛ او دائمأ دنبال آن خانم بود. آنها همیشه مراقب او بودند؛ خدمتکارها را که می شناسید، بانوی من، و او حاضر بود همه چیز خود را فدای آن خانم کند. تا آنجا که شنیده ام، هیچکس بجز او آن خانم را آنقدر قشنگ نمی دانست. می گویند زن ریزه جثه ای بوده و تقریبا به قد و قواره یک بچه. من خودم هیچوقت او را ندیده ام اما از لی، که در آنجا خدمتکار بود، چیزهایی راجع به او شنیدم؛ لی از او خیلی خوشش می آمده. آقای راچستر تقریبا چهل سال داشت و آن معلمه هنوز بیست سالش نشده بود، و شما می دانید وقتی مرد چهل ساله ای عاشق یک دختر بشود مثل کسی است که طلسم شده باشد؛ بله، می خواست با او ازدواج کند.»
گفتم: «شما این قسمت از ماجرا را بعدا برایم خواهید گفت؛ اما به دلایلی، من می خواهم راجع به آن آتش سوزی چیزهایی بدانم. آیا کسی سوء ظنی پیدا نکرد که ممکن است آن دیوانه، خانم راچستر، دست به چنین کاری زده باشد؟
- درست همین است که شما می گویید، بانوی من. کاملا مسلم است که آتش سوزی کار خود او، و فقط کار خود او، بوده و نه کس دیگر. یک زن از این خانم مراقبت میکرد که اسمش خانم پول بود. این زن در کار خودش قابلیت و مهارت داشت و خیلی قابل اعتماد بود اما یک عیب داشت، عیبی که میان طبقه پرستار و زنهای خانه دار یک چیز معمولی است؛ این پرستار همیشه یک بطری مشروب جین با خودش داشت، و گاه به گاه از آن می نوشید. البته این قابل اغماض است چون زندگی و کار او خیلی سخت بود، با این حال، این عمل خیلی خظر داشت برای این که وقتی خانم پول، پس از نوشیدن جین و آب، به خواب سنگینی فرو می رفت آن زن دیوانه، که مثل یک ساخره حیله گر بود، کلیدها را از جیب آن خانم بیرون می آورد، از اطاقش خارج می شد، در خانه راه می افتاد و هر شرارتی که به فکرش می رسید مرتکب می شد. می گویند یک بار نزدیک بوده شوهرش را در رختخوابش بسوزاند اما من اطلاعی از این قضیه ندارم. با این حال، در این شب آتش سوزی ، اول پرده های اطاق کنار اطاق خودش را به آتش میکشد و بعد به طبقه پایین می رود. در این طبقه خود را به اطاقی که مخصوص معلمه بوده

صفحه 611 از 649