می تابید و نور شمع روی میز را تقریبأ تحت الشعاع قرار داده بود)؛ و او نشسته، روی آن کتاب مقدس بزرگ قدیمی خم شده بود و از روی صفحات آن مناظر زیبای آسمان جدید و زمین جدید را شرح می داد. میگفت که چگونه خداوند می آید تا با آن انسان زندگی کند، چگونه اشگ چشمها را پاک خواهد کرد، و قول می داد که دیگر از آن پس هیچ مرگ، هیچ اندوه، هیچ شیون و هیچ درد و رنجی نخواهد بود زیرا که جهان، کهنه و نابود شده.
کلمات بعدی، مرا به نحو عجیبی به هیجان می آورد به خصوص وقتی حس کردم که او ضمن مختصر تغییر غیر قابل توصیف صدای خود در موقع أدای آن کلمات، چشمان خود را به سوی من برمی گرداند: «و هر که غالب آید وارث همه چیز خواهد شد و او را خدا خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود. لکن قسمت بعد از این را آهسته اما شمرده و واضح خواند) لکن ترسندگان و بی ایمانیان و خبیثان و قاتلان و زانیان و جادوگران و بت پرستان و جمیع دروغگویان نصیب ایشان در دریاچه افروخته شده به آتش و کبریت خواهد بود، این است موت ثانی .»
حالا دیگر می دانستم که سینت جان از چه سرنوشتی برای من بیمناک بود. طرز بیان او در موقع خواندن آخرین آیات شکوهمند آن باب از مکاشفه که با جدیت شورانگیزی آنها را قرائت می کرد ظاهرا برای او پیروزی معتدل و آرامی بود. خواننده آن آیات باور داشت که اکنون نامش در دفتر حیات بره ثبت شده، و در آرزوی زمانی بود تا به شهری وارد شود که پادشاهان زمین باشکوه و افتخار خود بدانجا وارد می شوند، شهری که به تابش خورشید با ماه نیاز ندارد زیرا که جلال نور خداوند آن را روشن ساخته و بره از آن نورست.
در دعای متعاقب این قسمت از کتاب مقدس تمامی قدرت او در کلامش تمرکز یافت و تمامی شور زاهدانه اش برانگیخته شد؛ با خداوند خود
!. عینا به نقل از کتاب مقدس (ترجمه فارسی 1904): مکاشفه یوحنای رسول ۷
: ۲۱ و۸ ۲. «و جمیع ساکنان جهان جز آنانی که نامهای ایشان در دفتر حیات بره ای که از بنای عالم دیح شده بود مکتوب است، او را خواهند پرستید.» (مکاشفه یوحنای رسول ۸
: ۱۲
کلمات بعدی، مرا به نحو عجیبی به هیجان می آورد به خصوص وقتی حس کردم که او ضمن مختصر تغییر غیر قابل توصیف صدای خود در موقع أدای آن کلمات، چشمان خود را به سوی من برمی گرداند: «و هر که غالب آید وارث همه چیز خواهد شد و او را خدا خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود. لکن قسمت بعد از این را آهسته اما شمرده و واضح خواند) لکن ترسندگان و بی ایمانیان و خبیثان و قاتلان و زانیان و جادوگران و بت پرستان و جمیع دروغگویان نصیب ایشان در دریاچه افروخته شده به آتش و کبریت خواهد بود، این است موت ثانی .»
حالا دیگر می دانستم که سینت جان از چه سرنوشتی برای من بیمناک بود. طرز بیان او در موقع خواندن آخرین آیات شکوهمند آن باب از مکاشفه که با جدیت شورانگیزی آنها را قرائت می کرد ظاهرا برای او پیروزی معتدل و آرامی بود. خواننده آن آیات باور داشت که اکنون نامش در دفتر حیات بره ثبت شده، و در آرزوی زمانی بود تا به شهری وارد شود که پادشاهان زمین باشکوه و افتخار خود بدانجا وارد می شوند، شهری که به تابش خورشید با ماه نیاز ندارد زیرا که جلال نور خداوند آن را روشن ساخته و بره از آن نورست.
در دعای متعاقب این قسمت از کتاب مقدس تمامی قدرت او در کلامش تمرکز یافت و تمامی شور زاهدانه اش برانگیخته شد؛ با خداوند خود
!. عینا به نقل از کتاب مقدس (ترجمه فارسی 1904): مکاشفه یوحنای رسول ۷
: ۲۱ و۸ ۲. «و جمیع ساکنان جهان جز آنانی که نامهای ایشان در دفتر حیات بره ای که از بنای عالم دیح شده بود مکتوب است، او را خواهند پرستید.» (مکاشفه یوحنای رسول ۸
: ۱۲