نام کتاب: جین ایر
رسول مثل رسولی که از مقدونیه آمده بود اعلام می دارد: «بیا اینجا و به ما کمک کن!» اما من رسول نبودم؛ نمی توانستم مژده را بشنوم - نمی توانستم دعوت او را بپذیرم
با صدای بلند گفتم: «اوه، سینت جان، کمی رحم داشته باش !»
از کسی این درخواست را می کردم که برای اجرای آنچه به اعتقاد او وظیفه اش بود، نه رحمی می شناخت نه احساس پشیمانی می کرد. ادامه داد:
- «خداوند و طبیعت تو را برای همسری یک میسیونر آفریده اند. آنچه به تو داده اند موهبتهای جسمی نیست بلکه روحی است. تو برای کار و تلاش آفریده شده ای نه عشق. باید همسر یک میسیونر بشوی، و خواهی شد. توبه من تعلق خواهی داشت. من تو را از خودم می دانم، نه برای لذت بلکه برای خدمت به شهریارم.»)
گفتم: «من برای این کار مناسب نیستم؛ آمادگی این کار را ندارم. ا معلوم بود خود را برای این مخالفتهای اولیه من آماده کرده؛ از این مخالفتها خشمگین نمی شد. در واقع همچنان که به صخره بزرگ پشت سر خود تکیه داده، دستهایش را زیر بغل زده و سرو صورت خود را بیحرکت نگهداشته بود متوجه شدم که برای شنیدن سخنان مفصل مخالفت آمیز من آماده است، و آنقدر صبر دارد که تا پایان گفت وگو بتواند دوام بیاورد و در عین حال، مصمم است که آن پایان به پیروزی او تمام شود.
گفت: «جین، فروتنی، فروتنی زمینه اصلی تمام فضائل مسیحیت است؛ تو درست میگویی که برای این کار مناسب نیستی پس چه کسی خودش را شایسته این گونه دعوتها بداند؟ من، مثلا، به اندازه ذره ای هم به حساب نمی آیم؛ همکلام با قدیس پولس اعتراف میکنم که بزرگترین گناهکاران هستم؛ اما تحمل ندارم این احساس شرارت جسمی مرا بترساند. من راهنمای خودم را می شناسم. می دانم که او هم عادل و هم قادرست، و ... «شبی پولس رسول را رؤیایی رخ نمود که شخصی از اهل مکادونیه ایستاده بدو التماس نموده گفت به مکادونیه آمده ما را امداد فرما.» (اعمال رسولان 1
: ۱۹)، کتاب مقدس فارسی .۲. ر. ک. کتاب مقدس (ترجمه فارسی)، اعمال رسولان، شرح حال پولس رسول

صفحه 573 از 649