آرامش خودخواهانه، آسایش جسمی و مواهب زندگی دسته جمعی فراتر برود. امیدوارم آن وقت قوای تو با شدتی که دارند بار دیگر تو را گرفتار رنج و زحمت کنند.»
و با تعجب به او نگاه کردم و گفتم: «سینت جان، توکار خوبی نمیکنی که اینطور حرف می زنی. تمایل من به این است که مثل یک ملکه راضی و خوشنود باشم و تو سعی میکنی مرا به طرف رنج و زحمت سوق بدهی! منظورت از این کار چیست ؟
- منظور این است که تو را وادارم از استعدادهایی که خداوند در تو به ودیعه گذاشته استفاده کنی، و او در باره آنها مسلما یک روزی دقیق از تو بازخواست خواهد کرد و خواهد پرسید که آنها را در چه راهی به کار برده ای. جین، من از نزدیک و با نگرانی مراقب تو خواهم بود و در این باره به تو هشدار می دهم. سعی کن از شور و شوق نامناسبی که تو را وامی دارد خودت را تسلیم
دلخوشیهای مبتذل خانه و خانواده کنی، دورباشی. اینقدر با سرسختی به امور : مادی زندگی نچسب؛ پایداری و شور و شوق خودت را برای یک امر لازم - ذخیره کن، از اتلاف آن برای چیزهای بی اهمیت و گذرا بپرهیز. می شنوی،
جین ؟ : - «بله، طوری می شنوم که تو داری با زبان یونانی حرف می زنی. احساس من این است که برای خوشبخت بودن شرایط لازم را دارم، و خوشبخت خواهم شد. خداحافظ !»
در مورهاوس به من خوش میگذشت، و سخت کار میکردم؛ هنا هم همینطور. وقتی می دید چطور با شادمانی می توانم در میان وضع نا به سامان یک خانه درهم ریخته زندگی کنم - چطور می توانم به گردگیری، رفت و روب، شست و شو و آشپزی بپردازم -- سخت مجذوب من شده بود. در واقع، بعد از یکی دو روز درهم ریختگی وضع خانه ، که دیگر بدتر از آن ممکن نبود، بسیار خوشحال شدیم که در میان آثاث و اشیایی که خودمان زیرو رو کرده بودیم توانستیم تا اندازه ای به کارها سر و صورت بدهیم. قبلا برای خرید اثاث نو سفری به شهر س... کرده بودم. عمه زاده هایم به من اختیار تام داده بودند تا هر تغییری را که دوست دارم در وضع خانه بدهم، و برای این منظور
و با تعجب به او نگاه کردم و گفتم: «سینت جان، توکار خوبی نمیکنی که اینطور حرف می زنی. تمایل من به این است که مثل یک ملکه راضی و خوشنود باشم و تو سعی میکنی مرا به طرف رنج و زحمت سوق بدهی! منظورت از این کار چیست ؟
- منظور این است که تو را وادارم از استعدادهایی که خداوند در تو به ودیعه گذاشته استفاده کنی، و او در باره آنها مسلما یک روزی دقیق از تو بازخواست خواهد کرد و خواهد پرسید که آنها را در چه راهی به کار برده ای. جین، من از نزدیک و با نگرانی مراقب تو خواهم بود و در این باره به تو هشدار می دهم. سعی کن از شور و شوق نامناسبی که تو را وامی دارد خودت را تسلیم
دلخوشیهای مبتذل خانه و خانواده کنی، دورباشی. اینقدر با سرسختی به امور : مادی زندگی نچسب؛ پایداری و شور و شوق خودت را برای یک امر لازم - ذخیره کن، از اتلاف آن برای چیزهای بی اهمیت و گذرا بپرهیز. می شنوی،
جین ؟ : - «بله، طوری می شنوم که تو داری با زبان یونانی حرف می زنی. احساس من این است که برای خوشبخت بودن شرایط لازم را دارم، و خوشبخت خواهم شد. خداحافظ !»
در مورهاوس به من خوش میگذشت، و سخت کار میکردم؛ هنا هم همینطور. وقتی می دید چطور با شادمانی می توانم در میان وضع نا به سامان یک خانه درهم ریخته زندگی کنم - چطور می توانم به گردگیری، رفت و روب، شست و شو و آشپزی بپردازم -- سخت مجذوب من شده بود. در واقع، بعد از یکی دو روز درهم ریختگی وضع خانه ، که دیگر بدتر از آن ممکن نبود، بسیار خوشحال شدیم که در میان آثاث و اشیایی که خودمان زیرو رو کرده بودیم توانستیم تا اندازه ای به کارها سر و صورت بدهیم. قبلا برای خرید اثاث نو سفری به شهر س... کرده بودم. عمه زاده هایم به من اختیار تام داده بودند تا هر تغییری را که دوست دارم در وضع خانه بدهم، و برای این منظور