ضعفی که در خودم دارم عارم می آید و احساس شرم می کنم. می دانم که دور از نزاکت است اما بگذارید با قاطعیت بگویم که این فقط تب شهوت است و نه هیجان روح ؛ روح مثل صخره ای در اعماق یک دریای بی آرام محکم و استوار ایستاده. مرا آنطور که هستم بشناسید: یک مرد خونسرد و سرسخت.)
از روی ناباوری تبسمی کردم. و به سخنان خود ادامه داد: «به هر حال، شما با یک جمله اعتماد مرا به خودتان جلب کرده اید و من الان کاملا در وضع عادیم هستم - أن ردای سرخ رنگ را که مسیحیت با آن نقایص انسانی را پنهان می کند، نپوشیده ام - مردی هستم خونسرد، سرسخت و جاه طلب. از میان تمام عواطف فقط محبت بی آلایش برمن اثر دائمی دارد. عقل، ونه احساس، راهنمای من است. جاه طلبی من حدی ندارد. میل من به بلندپروازی و به کار کردن بیش از دیگران سیری ناپذیرست. برای شکیبایی، پشتکار، جدیت و استعداد خیلی ارزش قائلم چون به وسیله اینهاست که انسان به هدفهای بزرگ خود می رسد، و به مقامهای عالی ارتقاء پیدا میکند. من، با علاقه، شاهد تلاشهای شما هستم به این علت که شما را نمونه یک زن هوشمند، منظم و پرتوان می دانم نه به این علت که با شما به خاطر گذشته تان یا رنجهایی که هنوز هم متحمل می شوید با شما همدردی زیادی دارم.»
گفتم: «مثل یک فیلسوف خداناپرست حرف می زنید.) ا - «نه. من حتی فیلسوف خداپرست هم نمی توانم باشم. فرق میان من و فیلسوف خداپرست این است که من مؤمن هستم و به انجیل ایمان دارم. شما صفت را غلط به کار بردید؛ من فیلسوف خداناپرست نیستم بلکه یک فیلسوف مسیحی ام، پیرو مذهب عیسی. چون پیرو و شاگرد او هستم اصول مقدس، فیض بخش و محبت آمیز او را انتخاب کرده ام. از آن اصول طرفداری میکنم؛ قسم خورده ام و عهد بسته ام که آنها را رواج بدهم. چون از زمان نوجوانی از نعمت مذهب برخوردار شده ام مذهب با خونم عجین شده و صفات نهادی مرا به نحو مطلوب پرورش داده. این محبت بی آلایش از نطفه بسیار کوچکی درخت پرسایه انساندوستی را رویانده؛ از ریشه خودرو و ضعیف
از روی ناباوری تبسمی کردم. و به سخنان خود ادامه داد: «به هر حال، شما با یک جمله اعتماد مرا به خودتان جلب کرده اید و من الان کاملا در وضع عادیم هستم - أن ردای سرخ رنگ را که مسیحیت با آن نقایص انسانی را پنهان می کند، نپوشیده ام - مردی هستم خونسرد، سرسخت و جاه طلب. از میان تمام عواطف فقط محبت بی آلایش برمن اثر دائمی دارد. عقل، ونه احساس، راهنمای من است. جاه طلبی من حدی ندارد. میل من به بلندپروازی و به کار کردن بیش از دیگران سیری ناپذیرست. برای شکیبایی، پشتکار، جدیت و استعداد خیلی ارزش قائلم چون به وسیله اینهاست که انسان به هدفهای بزرگ خود می رسد، و به مقامهای عالی ارتقاء پیدا میکند. من، با علاقه، شاهد تلاشهای شما هستم به این علت که شما را نمونه یک زن هوشمند، منظم و پرتوان می دانم نه به این علت که با شما به خاطر گذشته تان یا رنجهایی که هنوز هم متحمل می شوید با شما همدردی زیادی دارم.»
گفتم: «مثل یک فیلسوف خداناپرست حرف می زنید.) ا - «نه. من حتی فیلسوف خداپرست هم نمی توانم باشم. فرق میان من و فیلسوف خداپرست این است که من مؤمن هستم و به انجیل ایمان دارم. شما صفت را غلط به کار بردید؛ من فیلسوف خداناپرست نیستم بلکه یک فیلسوف مسیحی ام، پیرو مذهب عیسی. چون پیرو و شاگرد او هستم اصول مقدس، فیض بخش و محبت آمیز او را انتخاب کرده ام. از آن اصول طرفداری میکنم؛ قسم خورده ام و عهد بسته ام که آنها را رواج بدهم. چون از زمان نوجوانی از نعمت مذهب برخوردار شده ام مذهب با خونم عجین شده و صفات نهادی مرا به نحو مطلوب پرورش داده. این محبت بی آلایش از نطفه بسیار کوچکی درخت پرسایه انساندوستی را رویانده؛ از ریشه خودرو و ضعیف