آنقدر نزد پدرش از من تعریف کرده بود که عصر روز بعد خود آقای الیور به اتفاق او نزد من آمد. مردی بود بلند قامت، تنومند و میانه سال که موی سرش خاکستری شده بود. دختر دوست داشتنی اش در کنار او مثل گل خوش رنگ زیبایی بود که کنار منارة خاکستری رنگی قرار گرفته باشد. به نظر می رسید آدم کم حرف و شاید مغروری باشد اما با من خیلی مهربان بود. از طرحی که از رزاموند کشیده بودم خیلی خوشش آمده بود. گفت که باید از آن یک تصویر کامل درآورم. ضمنا با اصرار از من خواست که عصر روز بعد را به ویل هال بروم. رفتم. اقامتگاه بزرگ و زیبایی بود که کاملا از ثروت کلان صاحبش حکایت می کرد. در تمام مدتی که در آنجا بودم رزاموند خیلی خوشحال و بانشاط بود. پدرش برخورد خوبی داشت. وقتی بعد از صرف عصرانه، با من شروع به گفت وگو کرد با عباراتی صریح و محکم رضایت و تأیید خود را از فعالیتهای من در . مدرسه مورتن ابراز داشت و گفت بنابر آنچه دیده و شنیده بیم آن دارد که من برای آن محل خیلی زیاد باشم و به زودی کار مناسبتری پیدا کنم و از آنجا بروم.
رزاموند با صدای بلند گفت: «واقعا اینطورست! او کاملا هوش و قابلیت لازم برای تدریس در یک خانواده بزرگ را دارد.»
در دل گفتم بودن در همین جایی که هستم را بر تدریس در هرگونه خانواده «بزرگ»، در هرجا که باشد، کاملا ترجیح می دهم. آقای الیور راجع به آقای ریورز و خانواده ری ورز- با احترام زیاد حرف می زد. گفت: « اسم ری ورز در این حوالی بسیار قدیمی و مشهورست، صاحبان اولیه آن خانه ثروتمند بودند، زمانی تمام مورتن به آنها تعلق داشت، و حتی همین حالا هم نماینده آن خانواده، در صورت تمایل می تواند با بهترین خانواده های اینجا وصلت کند.» بعد گفتم خیلی افسوس می خورم که جوانی به آن خوبی و استعداد تصمیم گرفته میسیونر بشود و به خارج از کشور برود؛ کاملا مشخص است که دارد زندگی با ارزشی را به هدر می دهد » پس معلوم بود که پدر آن دختر با وصلت رزاموند با سینت جان به هیچ وجه مخالفتی نخواهد کرد. آقای الیور ظاهرة اصل و نسب اشرافی، امم قلیمی و حرفه مقدس آن کشیش جوان .
رزاموند با صدای بلند گفت: «واقعا اینطورست! او کاملا هوش و قابلیت لازم برای تدریس در یک خانواده بزرگ را دارد.»
در دل گفتم بودن در همین جایی که هستم را بر تدریس در هرگونه خانواده «بزرگ»، در هرجا که باشد، کاملا ترجیح می دهم. آقای الیور راجع به آقای ریورز و خانواده ری ورز- با احترام زیاد حرف می زد. گفت: « اسم ری ورز در این حوالی بسیار قدیمی و مشهورست، صاحبان اولیه آن خانه ثروتمند بودند، زمانی تمام مورتن به آنها تعلق داشت، و حتی همین حالا هم نماینده آن خانواده، در صورت تمایل می تواند با بهترین خانواده های اینجا وصلت کند.» بعد گفتم خیلی افسوس می خورم که جوانی به آن خوبی و استعداد تصمیم گرفته میسیونر بشود و به خارج از کشور برود؛ کاملا مشخص است که دارد زندگی با ارزشی را به هدر می دهد » پس معلوم بود که پدر آن دختر با وصلت رزاموند با سینت جان به هیچ وجه مخالفتی نخواهد کرد. آقای الیور ظاهرة اصل و نسب اشرافی، امم قلیمی و حرفه مقدس آن کشیش جوان .