جاده منتهی به مزرعه بود که در انتهای آن در کوچکی قرار داشت. صدای آرامبخش آبی را که در آن دره کوچک جریان داشت می شنیدیم بنابراین وقتی صدای ناگهانی شاد، دل انگیز و خوش طنینی را شنیدیم کاملا حق داشتیم یکه بخوریم:
و «عصر بخیر، آقای ریورز، سلام کارلوی پیر. سگتان زودتر از شما متوجه حضور دوستان می شود، آقا؛ وقتی من در ته مزرعه بودم و شما پشتتان به من بود او که متوجه ورود من شده بود گوشهایش را سیخ کرد و دمش را تکان داد.»
( این واقعیت داشت. اگرچه آقای ری ورز با شنیدن اولین کلمات آن صدای موسیقی مانند، مثل این که در بالای سرش تندر به یک قطعه ابر برخورده باشد یکه خورد، با این حال به همان وضعی بود که صدای آن گوینده ناخوانده او را متعجب ساخته بود یعنی همانطور دست خود را به دروازه تکیه داده و صورتش به طرف مغرب بود: بالاخره، با تأنی حساب شده ای برگشت. به نظرم رسید که یک موجود رؤیایی در کنار اوظاهرشده ؛ در فاصله سه قدمی او هیکل انسانی دیدم سراپا غرق لباس سفید، خوش ترکیب و زیبا وقتی، پس از آن که برای نوازش کارلو خم شده بود، سر خود را بالا آورد و روسری بلند خود راعقب زد چهره یک زیبای کامل در برابر چشمان آن مرد ظاهر شد. زیبای کامل ترکیب پرمعنایی است که می توان راجع به آن به توضیح و توصیف مفصل پرداخت اما من چنین قصدی ندارم فقط میگویم لطف چهره هایی که پرورده همیشگی اقلیم انگلستان اند و خلوص رنگهای گل سرخ و سوسن که حاصل همیشگی تندبادهای باران زا و هوای مه آلود این سرزمین اند تعریف گویایی برای چنین نمونه ای است. آن دختر جوان از عناصر جذابیت چیزی کم نداشت، و هیچ نقصی در او مشهود نبود. و از آن نوع صورتهایی بود که در تصاویر زیبا مشاهده میکنیم: درشت، سیاه و کامل؛ مژه های بلند و سایه دار که با جذابیت بسیار لطیف آن چشمها را در برگرفته؛ آبروی مداد کشیده بسیار شفاف؛ پیشانی صاف سفید که برتناسب زیبائیهای رنگ و نور می افزود؛ صورت بیضوی صاف و روشن؛ لبها باطراوت، گلگون، سالم و خوش ترکیب؛ دندانهای جفت و براق و بدون لکه؛ چانه کوچک کمی تورفته؛ آرایه ای از
و «عصر بخیر، آقای ریورز، سلام کارلوی پیر. سگتان زودتر از شما متوجه حضور دوستان می شود، آقا؛ وقتی من در ته مزرعه بودم و شما پشتتان به من بود او که متوجه ورود من شده بود گوشهایش را سیخ کرد و دمش را تکان داد.»
( این واقعیت داشت. اگرچه آقای ری ورز با شنیدن اولین کلمات آن صدای موسیقی مانند، مثل این که در بالای سرش تندر به یک قطعه ابر برخورده باشد یکه خورد، با این حال به همان وضعی بود که صدای آن گوینده ناخوانده او را متعجب ساخته بود یعنی همانطور دست خود را به دروازه تکیه داده و صورتش به طرف مغرب بود: بالاخره، با تأنی حساب شده ای برگشت. به نظرم رسید که یک موجود رؤیایی در کنار اوظاهرشده ؛ در فاصله سه قدمی او هیکل انسانی دیدم سراپا غرق لباس سفید، خوش ترکیب و زیبا وقتی، پس از آن که برای نوازش کارلو خم شده بود، سر خود را بالا آورد و روسری بلند خود راعقب زد چهره یک زیبای کامل در برابر چشمان آن مرد ظاهر شد. زیبای کامل ترکیب پرمعنایی است که می توان راجع به آن به توضیح و توصیف مفصل پرداخت اما من چنین قصدی ندارم فقط میگویم لطف چهره هایی که پرورده همیشگی اقلیم انگلستان اند و خلوص رنگهای گل سرخ و سوسن که حاصل همیشگی تندبادهای باران زا و هوای مه آلود این سرزمین اند تعریف گویایی برای چنین نمونه ای است. آن دختر جوان از عناصر جذابیت چیزی کم نداشت، و هیچ نقصی در او مشهود نبود. و از آن نوع صورتهایی بود که در تصاویر زیبا مشاهده میکنیم: درشت، سیاه و کامل؛ مژه های بلند و سایه دار که با جذابیت بسیار لطیف آن چشمها را در برگرفته؛ آبروی مداد کشیده بسیار شفاف؛ پیشانی صاف سفید که برتناسب زیبائیهای رنگ و نور می افزود؛ صورت بیضوی صاف و روشن؛ لبها باطراوت، گلگون، سالم و خوش ترکیب؛ دندانهای جفت و براق و بدون لکه؛ چانه کوچک کمی تورفته؛ آرایه ای از