نام کتاب: جین ایر
تأسف بخورم. از اینها گذشته، پنج هفته قبل، هیچ چیز نداشتم - آدم درمانده،
گدا و خانه به دوشی بودم . اما حالا برای خودم آشنایانی دارم؛ صاحب یک خانه و شغل هستم. از لطف خداوند، بزرگواری آشنایان و دوستان و از اقبالی که نصیبم شده بسیار خوشحالم. هیچ شکوه ای ندارم .
- «اما این تنهایی را نوعی ظلم می دانید که در حقتان روا داشته اند؟ خانه کوچکی که پشت سرتان است تاریک و خالی است.»
- «تا الان هیچ فرصتی نداشته ام تا از حالت آرامش خانه لذت ببرم چه رسد به این که از تنهائیم در اینجا بیطاقت بشوم.)
- بسیار خوب، امیدوارم همانطور که اظهار می کنید راضی بوده باشید. به هر حال، به دلیل همین خوشبختی تان به این زودیها نباید مثل زن لوط تسلیم ترسهای تردید آمیز بشوید. این را که قبل از آشنایی با من از چه چیزی دل کنده اید نمی دانم اما به شما توصیه میکنم در برابر هر وسوسه ای که شما را ترغیب میکند که به پشت سرتان نگاه کنید با قدرت مقاومت کنید؛ دست کم تا چند ماه به شغل فعلیتان با پشتکار ادامه بدهید. و جواب دادم: « این همان چیزی است که می خواهم انجام بدهم.»
سینت جان ادامه داد: «جلوگیری از پیامدهای امیال و تغییر انحراف طبیعت آدمی کار دشوار اما امکان ناپذیری است؛ این را از روی تجربه فهمیده ام. خداوند به ما، به هر کسی در حد استعدادش، قدرتی داده تا سرنوشت خود را تعیین کند، و وقتی به نظر می رسد قوایمان به غذایی احتیاج دارند که نمی توانند تأمین کنند و این در صورتی است که اراده ما از پیمودن یک راه دشوار عاجز مانده باشد در این گونه مواقع نه لزوما از بی غذایی خواهیم مرد و نه لازم است با نا امیدی سرجایمان بیحرکت بمانیم بلکه باید درصدد جست وجوی غذای گرم دیگری برای روحمان برآییم که به همان اندازه غذای ممنوعی که آرزوی چشیدن آن را دارد، نیروبخش باشد :ویا شاید اطمینان بخش تر از آن و همین طور با گامهای مخاطره جو راهی را در پیش بگیریم درست مانند راهی که تقدیر بررویمان بسته سرراست و پهناور اگرچه ممکن است ناهموارتر باشد. 1. همسر لوط در صحت هشدارهای شوهر خود راجع به نزول عذاب آسمانی تردید کرد و گرفتار شد. ر.ک. سفر پیدایش ۲۱ : ۱۹ (کتاب مقدس فارسی ۱۹۸۲؛ تجدید چاپ)

صفحه 513 از 649