نام کتاب: جین ایر
حداکثر تلاش خود را برای اصلاح و آبادی آن انجام خواهم داد. مورتن، وقتی دو سال قبل به آنجا رفتم، هیچ مدرسه ای نداشت و هیچ امیدی به پیشرفت بچه های طبقه فقیر نبود. یک مدرسه برای پسرها دایر کردم؛ حالا می خواهم مدرسه دوم را برای دخترها دایر کنم. ساختمانی برای این منظور اجاره کرده ام
که یک خانه کوچک در اطاقه متصل به آن است و معلم مدرسه می تواند در آن سکونت کند. حقوق سالانه او سالی سی لیره است. دوشیزه الیور، یگانه دختر تنها مرد ثروتمند قلمرو کشیش من، قبلا آن در اطاق را با اثاثی ساده اما کافی مبله کرده. پدر این دختر، آقای الیور صاحب یک کارخانه سوزن سازی و یک آهن ریزی در دره مورتن است. همین خانم هزینه تحصیل و لباس یکی از دخترهای یتیم کارخانه را می پردازد و مشروط به این که آن دختر مثل یک مستخدم کارهای مربوط به آن در اطاق و امور نظافت مدرسه را انجام بدهد . چون کار تدریس معلم مدرسه وقتی برای او باقی نمی گذارد که شخصا به این قبیل کارها بپردازد. آیا شما قبول می کنید که معلم این مدرسه باشید؟ »
سؤالش تقریبأ عجولانه بود؛ ظاهرا تا حدی انتظار رنجیدگی من یا دست کم انتظار جواب رد اهانت آمیز احتمالی من به پیشنهاد خود را داشت چون به تمام افکار و تمایلات من واقف نبود و با این که چیزهایی حدس می زد نمی توانست بفهمد عکس العمل من در برابر آن پیشنهاد چه خواهد بود. در حقیقت جای محقری بود اما به هر حال می شد به آنجا پناه برد، و من هم یک پناهگاه امن می خواستم. کارش سخت و طاقت فرسا بود اما در مقایسه با معلم خصوصی بودن در خانه یکی از ثروتمندان، در اینجا آدم استقلال داشت. ترس از بردگی بیگانگان با صلابت تمام در روحم رخنه کرد؛ این کار، هرچه بود، پست و بی ارزش نبود و باعث احساس خفت روحی نمی شد. تصمیم خود را گرفتم:
برای این پیشنهادتان از شما متشکرم، آقای ری ورز، آن را با کمال میل می پذیرم »
گفت: «اما حتما متوجه منظورم شدید؟ آنجا یک مدرسه روستایی است. شاگردانتان روستائیان فقیر- بچه های کلبه نشین و حداکثر دخترهای کشاورزان هستند. تنها موضوعاتی را که شما باید یاد بدهید

صفحه 504 از 649