نام کتاب: جین ایر
و از خلال عبارات موعظه اش مشهودست، و گفتار از شوریدگی گوینده حکایت میکند. کلمات را با قدرت ادا می کرد فشرده، مختصر ونافذ. از قدرت بیان
گوینده قلب به تپش در می آمد و روح درشگفت می شد اما هیچکدام آرامش نمی یافت. در سراسر آن نطق، تندی عجیبی احساس می شد؛ اشارات سختگیرانه به اصول آیین کالوین -- انتخاب برای نجات، محرومیت از فیض الهی، تقدیر ازلی - وفقدان ملایمت تسلی بخش در کلام او فراوان بود؛ و هریک از اشارات او به این اصول مثل اعلام محکومیت به کیفر به نظر می رسید. من، بعد از پایان موعظه اش به جای آن که حس کنم از سخنان او بهتر، آرامتر، آزادتر و روشنتر شده ام دچار اندوه توصیف ناپذیری شدم چون به نظر من نمی دانم نظر دیگران هم اینطور بود یا نه) آن سخنان شیوایی که به آنها گوش سپرده بودم از عمق لای و لجن بدبینی و نومیدی برآمده و موجب برانگیختن خواسته های نابرآوردۂ آزارنده و آرزوهای پریشان و آشفته شده بود. اطمینان داشتم سینت جان ری ورز- که پاک زیسته، با وجدان و پرشور و غیور بود هنوز از آرامش الهی (که فراتر از هر اندیشه ای است برخوردار نیست؛ فکر کردم او هم مثل من به آن دسترسی نیافته. من، که غمهای نهفته و آزارنده خود از دوری بت شکسته و بهشت گمشده ام را در قلب خود حس میکردم، در این اواخر از اندیشیدن درباره آنها اجتناب کرده بودم هر چند آنها بیرحمانه مرا در چنگال خود گرفته بر من تسلط داشتند
( به این ترتیب یک ماه گذشت. قرار بود دیانا و مری به زودی مورهاوس را ترک بگویند و برای یک زندگی کاملا متفاوت و محلی که در انتظار آنها بود بروند. بنا بود به عنوان معلم به یکی از شهرهای بزرگ و مدرن جنوب انگلستان عزیمت کنند. در آن شهر هر کدام از آنها به میان خانواده های پولداری راه می یافتند که افراد ثروتمند و مبتکر آنها آن دو دختر را صرفأ نانخورهای وابسته حقیری به حساب می آوردند و با هیچیک از فضایل ذاتی و هنرهای آنها نه آشنا بودند و نه درصدد کسب آنها برمی آمدند؛ همانطور که مهارت آشپزیا سلیقه ندیمه های خود را تحسین می کردند معلومات آنها را می ستودند. آقای سینت جان هنوز راجع به شغلی که قول داده بود برایم پیدا ا- جان کالوین john calvin
۱۵۰۹ - ۱۵64 ) یکی از مصلحان بزرگ مسیحیت که معتقد بود. بخشش گناهان کار کشیشها نیست و... م.

صفحه 500 از 649