نام کتاب: جین ایر
اما علاوه بر غیبتهای مکرر او از خانه، مانع دیگری نیز در راه دوستی من و او وجود داشت: به نظر می رسید که دارای شخصیتی محتاط، خودداری
گوشه گیر و دائم الفکرست. با آن که در فعالیتهای کلیسایی خود پرشور و غیور و در زندگی و عاداتش غیرقابل سرزنش بود با این حال به نظر نمی رسید که از آن آرامش فکری و خرسندی خاطر که پاداش هر مسیحی مؤمن و هر فرد فعال و انساندوست است برخوردار باشد.
چه بسا شبها که می دیدم کنار پنجره، پشت میز خود که یادداشتهایی روی آن دیده می شد، نشسته بود اما ناگهان خواندن یا نوشتن را قطع میکرد، چانه خود را به دستش تکیه می داد و غرق افکاری می شد که نمی توانستم به آنها پی ببرم اما می توانستم مغشوش شدن آن افکار و به هیجان آمدن او را در درخشش مکرر و اتساع متغیر چشمانش مشاهده کنم.
با این حال، به گمان من، طبیعت بدانگونه که خواهران او را از سرچشمه نشاط خود برخوردار می ساخت برادرشان را برخوردار نساخته بود. آن مرد یک بار، یا شاید نزد من یک بار، اظهار داشت که: «جاذبه پست و بلندیهای آن تپه اثر نیرومندی برمن دارد، و من سقف تیره و دیوارهای بوی ناگرفته جایی که به آن خانه می گویند را طبیعت دوست دارم»، اما در لحن او و در کلماتی که با آنها این احساس خود را بیان میکرد بیشتر دلتنگی مشهود بود تا لذت؛ و به نظر نمی رسید که او هیچگاه به خاطر سکوت امن خلنگزارها در میان آنها قدم زده باشد یا خوشیهای آرامش بخش آنها را یافته و از آنها برخوردار شده باشد.
چون اهل معاشرت نبود مدتی طول کشید تا امکان بررسی روحی او برایم پیش آمد: وقتی برای اولین بار موعظه او را در کلیسایش واقع در مورتن شنیدم اولین چیزی که توجهم را جلب کرد اهمیت زیاد آن موعظه بود. ای کاش می توانستم آن را نقل کنم؛ این کار از قدرت من خارج است. صادقانه بگویم که حتی نمی توانم اثری را که برمن گذاشت عین شرح دهم:
به آرامی شروع شد و در حقیقت، تا آنجا که به طرز بیان و بالا رفتن صدا مربوط می شد تا به آخر آرام بود. طولی نکشید که حس کردم شور و شوقی حاکی از سوز درون که در عین حال شدیدا از بروز آن جلوگیری می شود

صفحه 499 از 649