نام کتاب: جین ایر
به من زیاد خسته نکن، اما اسم این خانه را که در آن هستیم به من بگو.»
د «بعضیها بهش میگن مارش اند، عده ای هم میگن مورهاوس.»
- «و آن آقایی که اینجا زندگی میکند اسمش آقای سینت جان است ؟ »
- «نه، اون اینجا زندگی نمیکنه. خیلی کم اینجا می مونه. وقتی که به مسافرت نرفته باشه در مرکز بخش خودش در مورتن زندگی میکنه.»
- «همان دهکده ای که در چند مایلی اینجاست؟» - «آره .» - کارش چیست؟» - کشیشه .»
یاد گفته آن پیرزن در جلوی در خانه کشیش در جواب درخواستم برای ملاقات کشیش افتادم. «پس اینجا محل اقامت پدرش بوده؟»
- «آره، آقای ریور ز پیر اینجا زندگی میکرد. پدرش، پدربزرگش و پدر پدربزرگش همه پیش از او اینجا زندگی میکردن.»
- «پس اسم آن آقا، آقای سینت جان ریورز است؟» - « آره ؛ سینت جان مثه این که اسم تمیلی (تعمیدی او باشه .) - «اسم خواهرانش هم دیانا و مری ریورز است ؟» - «بله.) - «پدرشان فوت کرده؟» - سه هفته پیش مرد؛ سکته کرد.» - «مادر ندارند؟ » - «خانم الان به سال می شه که مرده.» - «تو خیلی وقت است با این خانواده زندگی میکنی؟» - «سی ساله اینجام. هر سه بچه رو خودم پرستاری کردم.»|
- «این نشان می دهد که تو خدمتکار درستکار و با وفایی هستی. می بینی من راجع به نو چطور قضاوت میکنم؟ اما تو به من اهانت کردی و گفتی که گدا هستم.» ٢. در متن به جای great grand father ، هنا با لهجه عامیانه اش می گوید: gun grand father

صفحه 484 از 649