نمیخواهم او را ترک کنم - نمی توانم او را ترک کنم.)
- «حالا حالت چطورست، جین؟» - «خیلی بهترم، آقا. به زودی حالم خوب خواهد شد.» - «از این شراب کمی دیگر بنوش، جین.»
اطاعت کردم. بعد جام را روی میز گذاشت، مقابلم ایستاد و با دقت به من نگاه کرد. ناگهان با احساس هیجان غیرقابل توصیف و سرشار از عطوفت عاشقانه از من دور شد. با گامهای سریع به قدم زدن در اطاق پرداخت و بعد به طرف من برگشت. طوری در مقابل من ایستاد که ظاهرا می خواست مرا ببوسد اما من یادم آمد که نوازش و بوسیدن حالا دیگر ممنوع است؛ صورتم را برگرداندم و صورت او را نیز کنار زدم.
با هیجان شتابزده ای گفت: «چی! معنی این کار چیست؟ آهان، فهمیدم! نمی خواهی شوهر برتا میسن را ببوسی؟ مشاهده میکنی که آغوشم پرست و جای کس دیگری است؟ »
- «به هر حال، نه جایی برای من هست و نه می توانم ادعایی داشته باشم، آقا .»
سس «چرا، جین؟ من زحمت حرف زدن زیاد را از روی دوش تو برمی دارم؛ به جای تو جواب می دهم: «ممکن است جواب تو این باشد که قبلا زن گرفته ام، آیا درست حدس می زنم؟ »
- «بله.)
- اگر اینطور تصور کنی قاعدتا باید راجع به من نظر عجیبی داشته باشی. باید مرا آدم فاسد حیله گری بدانی - آدم هرزه پست و نابکاری که اظهار عشق می کرد تا تو را به دامی بیندازد که با مهارت گسترده بود تا شرافت تو را لکه دار کند و آبرویت را بریزد. چه جوابی داری بدهی ؟ می بینم که چیزی نمی توانی بگویی چون اولا هنوز حال ضعف داری و باید خیلی سعی کنی تا حالت بهتر بشود، ثانیا، هنوز نتوانسته ای. خودت را با متهم کردن و ناسزا گفتن به من عادت بدهی و، علاوه بر اینها، حالا راهبند اشگها باز شده و اگر زیاد حرف بزنی یک مرتبه سرازیر می شوند؛ و تو هیچ علاقه ای نداری که دوستانه گله گزاری یا سرزنش کنی. واضحتر بگویم، تو به این فکر هستی که
- «حالا حالت چطورست، جین؟» - «خیلی بهترم، آقا. به زودی حالم خوب خواهد شد.» - «از این شراب کمی دیگر بنوش، جین.»
اطاعت کردم. بعد جام را روی میز گذاشت، مقابلم ایستاد و با دقت به من نگاه کرد. ناگهان با احساس هیجان غیرقابل توصیف و سرشار از عطوفت عاشقانه از من دور شد. با گامهای سریع به قدم زدن در اطاق پرداخت و بعد به طرف من برگشت. طوری در مقابل من ایستاد که ظاهرا می خواست مرا ببوسد اما من یادم آمد که نوازش و بوسیدن حالا دیگر ممنوع است؛ صورتم را برگرداندم و صورت او را نیز کنار زدم.
با هیجان شتابزده ای گفت: «چی! معنی این کار چیست؟ آهان، فهمیدم! نمی خواهی شوهر برتا میسن را ببوسی؟ مشاهده میکنی که آغوشم پرست و جای کس دیگری است؟ »
- «به هر حال، نه جایی برای من هست و نه می توانم ادعایی داشته باشم، آقا .»
سس «چرا، جین؟ من زحمت حرف زدن زیاد را از روی دوش تو برمی دارم؛ به جای تو جواب می دهم: «ممکن است جواب تو این باشد که قبلا زن گرفته ام، آیا درست حدس می زنم؟ »
- «بله.)
- اگر اینطور تصور کنی قاعدتا باید راجع به من نظر عجیبی داشته باشی. باید مرا آدم فاسد حیله گری بدانی - آدم هرزه پست و نابکاری که اظهار عشق می کرد تا تو را به دامی بیندازد که با مهارت گسترده بود تا شرافت تو را لکه دار کند و آبرویت را بریزد. چه جوابی داری بدهی ؟ می بینم که چیزی نمی توانی بگویی چون اولا هنوز حال ضعف داری و باید خیلی سعی کنی تا حالت بهتر بشود، ثانیا، هنوز نتوانسته ای. خودت را با متهم کردن و ناسزا گفتن به من عادت بدهی و، علاوه بر اینها، حالا راهبند اشگها باز شده و اگر زیاد حرف بزنی یک مرتبه سرازیر می شوند؛ و تو هیچ علاقه ای نداری که دوستانه گله گزاری یا سرزنش کنی. واضحتر بگویم، تو به این فکر هستی که