نام کتاب: جین ایر
چکار باید کرد؟ از کجا باید پول پیدا کرد؟»
در این موقع بسی کوشید او را به خوردن یک داروی مسکن وادارد. به زحمت موفق شد. پس از آن، خانم رید آرامتر شده و به خواب رفت. بعد او را ترک گفتم.
پس از گذشتن ده روز دوباره با او گفت و گویی داشتم. در این مدت ده روز دائما یا هذیان میگفت یا دچار اغمای خواب مانندی می شد؛ و پزشک قدغن کرد که هیچ چیز هیجان انگیز و ناراحت کننده ای نباید نزد او گفته شود. طی این روزها تا آنجا که می توانستم با جیورجیانا و الیزا مدارا می کردم. اول به من واقعا خیلی بی اعتنا بودند. الیزا نصف روز را صرف خیاطی، مطالعه یا نوشتن میکرد، و خیلی کم با من یا خواهرش حرف می زد. جیورجیانا تمام اوقات را با قناری خود حرفهای پوچ و بی ارزش می زد و به من هیچ توجهی نداشت. اما من برای آن که آنها تصور نکنند بی اعتنائیشان در من اثری دارد تصمیم گرفتم یا به کاری بپردازم و یا خود را با چیزی سرگرم کنم. وسایل نقاشیم را آورده بودم، و آن وسایل هر دو منظور مرا تأمین می کردند.
جعبه مدادها و چند برگ کاغذ برمی داشتم، صندلیم را دور از آنها نزدیک پنجره می گذاشتم و خود را با نقاشی مشغول میکردم. از هر منظره ای
که در صفحه متغیر تصویرسازی ذهنم نمودار می شد فورا طرح تخیلی زیبایی رسم میکردم: قسمتی از دریای واقع در میان دو کوه؛ ماه طالع و کشتی در حال عبور برصفحه آن؛ یک دسته جگن و زنبق آبی، و سر یک حوری دریایی با تاجی از گلهای نیلوفر آبی که از میان آنها بیرون آمده بود؛ و یک پری کوچک در آشیانه چکاوک مزین به یک حلقه گل کیالک.
یک روز صبح تصمیم گرفتم صورتی بکشم. این که صورت چه کسی باشد نه توجهی داشتم و نه می دانستم. یک مداد نرم مشکی برداشتم، نوکش را پهن تراشیدم و مشغول شدم. هنوز چند لحظه ای نگذشته بود که یک پیشانی پهن و برجسته کشیدم و صورت گردی در زیر آن رسم کردم؛ از این طرح لذت می بردم؛ انگشتانم فعالانه حرکت می کردند تا آن را با خطوطی که لازم داشت پرکنند. بایست ابروهای کشیده بسیار چشمگیری در زیر آن پیشانی میگذاشتم؛ طبعأ بعد نوبت یک بینی برجسته با تیغه عمودی و سوراخهای

صفحه 327 از 649