عزال ظریفی زبان آن را فهم نمی کرد و پیامی از نفس آن نمیگرفت. پرندگان در بالای درختان نغمه می سرودند اما نغمه آنها، با همه دلپذیریش، نامفهوم بود.
آقای راچستر سؤال خود را بار دیگر به صورت دیگری مطرح ساخت: آیا آن مرد سرگردان و گناهکار و، در عین حال، آرامش جووتوبه کار در برابر افکار مردم جهان صلاحیت آن را دارد که بتواند برای همیشه دلبسته این غریبه نجیب، مهربان و خوش صحبت باشد تا از این طریق به آرامش روح و حیات جدید برسد؟»
جواب دادم: «سرور من، آرامش یک انسان سرگردان یا اصلاح یک گناهکار هرگز نباید وابسته همنوعان او باشد. مردان و زنان می میرند، فیلسوفان در کارایی عقل و مسیحیان در کارایی عمل نیک شک دارند. اگر شخص مورد نظر شما رنج کشیده و خطا کرده بگذارید برای نیرو گرفتن و تسلی یافتن به منظور اصلاح و شفای خودش به چیزی بالاتر از همنوعانش متوسل شود.»
- «اما وسیله وسیله ؟ خداوند، که انجام کارها به دست اوست، وسیله مقرر داشته، مثلا من خودم یک آدم دنیا دوست، ولخرج و بیقراری بوده ام؛ و عقیده دارم وسیله ای که برای اصلاح و درمانم پیدا کرده ام در...»
مکث کرد. پرندگان همچنان نغمه سرایی می کردند، صدای به هم خوردن آرام برگهای درختان به گوش می رسید. به درستی نمی دانستم چرا نغمه سرایی خود را قطع نمیکنند و با صدای آهسته نغمه نمی سرایند تا پیامهای ناپذیرفته و در انتظار وصول را دریافت کنند؛ لابد برای این که نغمه سرایی را قطع کنند ناگزیر می شدند لحظات زیادی در انتظار بمانند و از این جهت سکوت طولانی می شد. سرانجام سرم را بالا برده به آن گوینده خسته دل نگاه کردم؛ مشتاقانه مرا نگاه میکرد.
با لحنی کاملا متفاوت، در حالی که حالت چهره اش هم تغییر یافته و تمام ملایمت و جذابیتش را از دست داده و دوباره خشن و عبوس شده بود،گفت: «دوست کوچک، لابد به تمایل احتیاط آمیز من نسبت به دوشیزه اینگرام توجه کرده ای؟ آیا فکر نمیکنی اگر با او ازدواج کنم حس انتقام را در من زنده کند؟»
آقای راچستر سؤال خود را بار دیگر به صورت دیگری مطرح ساخت: آیا آن مرد سرگردان و گناهکار و، در عین حال، آرامش جووتوبه کار در برابر افکار مردم جهان صلاحیت آن را دارد که بتواند برای همیشه دلبسته این غریبه نجیب، مهربان و خوش صحبت باشد تا از این طریق به آرامش روح و حیات جدید برسد؟»
جواب دادم: «سرور من، آرامش یک انسان سرگردان یا اصلاح یک گناهکار هرگز نباید وابسته همنوعان او باشد. مردان و زنان می میرند، فیلسوفان در کارایی عقل و مسیحیان در کارایی عمل نیک شک دارند. اگر شخص مورد نظر شما رنج کشیده و خطا کرده بگذارید برای نیرو گرفتن و تسلی یافتن به منظور اصلاح و شفای خودش به چیزی بالاتر از همنوعانش متوسل شود.»
- «اما وسیله وسیله ؟ خداوند، که انجام کارها به دست اوست، وسیله مقرر داشته، مثلا من خودم یک آدم دنیا دوست، ولخرج و بیقراری بوده ام؛ و عقیده دارم وسیله ای که برای اصلاح و درمانم پیدا کرده ام در...»
مکث کرد. پرندگان همچنان نغمه سرایی می کردند، صدای به هم خوردن آرام برگهای درختان به گوش می رسید. به درستی نمی دانستم چرا نغمه سرایی خود را قطع نمیکنند و با صدای آهسته نغمه نمی سرایند تا پیامهای ناپذیرفته و در انتظار وصول را دریافت کنند؛ لابد برای این که نغمه سرایی را قطع کنند ناگزیر می شدند لحظات زیادی در انتظار بمانند و از این جهت سکوت طولانی می شد. سرانجام سرم را بالا برده به آن گوینده خسته دل نگاه کردم؛ مشتاقانه مرا نگاه میکرد.
با لحنی کاملا متفاوت، در حالی که حالت چهره اش هم تغییر یافته و تمام ملایمت و جذابیتش را از دست داده و دوباره خشن و عبوس شده بود،گفت: «دوست کوچک، لابد به تمایل احتیاط آمیز من نسبت به دوشیزه اینگرام توجه کرده ای؟ آیا فکر نمیکنی اگر با او ازدواج کنم حس انتقام را در من زنده کند؟»