نام کتاب: جین ایر
جواب داد: «اینقدر مرا این طرف و آن طرف نکشید؛ دارم خفه می شوم. این را از آن جهت گفت که در این موقع دوشیزه خانمهای اشتن و دو بیوه ثروتمند، با آن لباسهای سفید فراخ مثل کشتیهای بادبان برافراشته عرصه را بر او تنگ کرده بودند.
با فریاد گفت: «طوری نشده! طوری نشده! در واقع نوعی تمرین برای نمایش (هیاهوی بسیار برای هیچ)* است. خانمها متفرق بشوید؛ کم کم دارم عصبانی می شوم. »
و واقعا هم خشمگین به نظر می رسید؛ چشمان سیاهش برق می زد. بعد از آن که کوشید خود را آرام کند، افزود: «یکی از خدمتکاران دچارکابوس شده بود، همین، یک زن هیجان پذیر و عصبی است. بدون شک رؤیایش را واقعیت دانسته با چیز دیگری به فکرش رسیده. به هر حال، غش کرده، خوب، حالا باید از شماها خواهش کنم به اطاقهاتان برگردید چون تا وضع خانه آرام نگیرد نمی توان از او مراقبت کرد. آقایان، خواهش میکنم در این مورد، سرمشق خانمها بشوید و جلو بیفتید. دوشیزه اینگرام، من یقین دارم شما می توانید در مقابله با ترسهای بی اساس تفوقتان را نشان بدهید. امی و لوئیزا، مثل یک جفت کبوتر، که در واقع هم هستید، به لانه هایتان برگردید.(خطاب به بیوه های ثروتمند) خانمها، اگر بیشتر از این در این راهرو سرد بمانید یقینا از سرما خشک خواهید شد.»
و بدین گونه از راه ملایمت توأم با خشونت توانست بار دیگر همه را به خوابگاههای جداگانه شان روانه کند. منتظر نماندم به من دستور دهد به اطاقم برگردم بلکه همانطور که بدون جلب توجه دیگران بیرون آمده بودم به آنجا برگشتم.
با این حال، به رختخواب نرفتم برعکس شروع به پوشیدن لباس کردم و با دقت خود را پوشاندم. صداهایی که بعد از آن جیغ شنیده شد و آن چند
کلمه را فقط من شنیده بودم برای این که از اطاق بالای اطاق من به گوش
می رسید اما من مطمئن بودم چیزی که آن خانه را دچار وحشت کرده بود
Much Ado About Nothing: اشاره به یکی از نمایشنامه های شکسپیر به همین نام است؛ این<br />نمایشنامه سالها قبل به فارسی ترجمه شده. -م.

صفحه 290 از 649