نام کتاب: جین ایر
توست.»
با خوشحالی حرف می زد. لحن شاد او قلبم را آرام ساخت. طولی نکشید که به خواب رفتم.
20
یادم رفته بود پرده در اطاقم و همینطور پرده پنجره را، که معمولا می انداختم، پایین بکشم. در نتیجه، نور ماه که مستقیما به صورتم می تابید مرا بیدار کرد چون آن شب هم آسمان صاف بود و هم ماه کامل بود. من، که در آن دل شب بیدار شده بودم، چشمانم به روی صفحه سفید نقره فام و بلورین ماه باز شد. زیبا اما پرهیبت بود. نیم خیز شدم و دستم را دراز کردم تا پرده را بیندازم که ناگهان فریادی موی براندامم راست کرد.
خدایا، چه صدایی!
سکوت و آرامش آن شب با فریادی هولناک، زنگ دار و جیغ مانند که در سراسر خانه ثورنفیلد طنین انداخت، در هم شکست.
نفسم بند آمد، قلبم از حرکت باز ایستاد و دستم که برای انداختن پرده دراز شده بود بیحس شد. صدا خاموش شد، و تکرار نشد. در واقع، هر موجودی که آن جیغ وحشتناک را کشیده بود دوباره بلافاصله نمی توانست آن را تکرار کند. کرکس تیز پرواز رشته کوههای آند هم از میان ابرهایی که آشیانه اش را احاطه کرده اند نمی توانست دوبار پشت سرهم چنان صدایی از خود در آورد. صاحب چنان فریادی پیش از آن که بتواند دوباره آن را تکرار کند بایست استراحت میکرد.
صدا از طبقه سوم بود چون از بالای سرم می آمد. بالای سرم، بله، در اطاقی درست روی سقف اطاق من. در این موقع سرو صدایی شنیدم که حکایت از تقلای مرگباری میکرد، و فریاد نیم خفه ای به گوشم رسید که سه

صفحه 288 از 649