نام کتاب: جین ایر
که تا وقتی مهمانان من در اینجا اقامت دارند انتظار دارم هر شب در اطاق پذیرایی حضور پیدا کنید. این میل من است؛ آن را نادیده نگیرید. حالا بروید، و سوفی را دنبال آدل بفرستید. شب خوش، محبو..._» حرف خود را قطع کرد، لبهایش را گزید، و به سرعت از من جدا شد.
18
روزهای خوش، و نیز روزهای پرمشغله، روزهایی بود که در خانه ثورنفیلد گذراندم، و این روزها با سه ماه تنهایی، یکنواختی و سکوتی که در آغاز ورودم زیر سقف این خانه گذرانیده بودم چقدر تفاوت داشت! حالا به نظر می رسید که تمام چیزهای غم انگیز از آن خانه رخت بربسته و تمام خاطرات غم انگیز از آن خانه فراموش شده. زندگی در همه جای خانه جریان داشت و در سراسر شبانه روز جنبش و تلاش به چشم می خورد. ممکن نبود کسی از راهرو، که زمانی سکوت بر آن حاکم بود، عبور کند یا به اطاقهای جلو، که پرنده در آنها پر نمی زد، وارد شود و با یک ندیمه یا خدمتکار مخصوص یکی از خانمها یا آقایان مهمانها رو به رو نشود.
آشپزخانه ، آبدارخانه، تالار خدمتکاران و راهروی بزرگ ورودی همه به همین گونه سرشار از زندگی بودند. فقط گاهی تالارهای نشیمن و پذیرایی خالی و ساکت می ماندند چون آسمان آبی و آفتاب بدون باد و توفان بهار واقعی ساکنان آنها را به بیرون خانه به سوی تفرجگاهها می کشاند. حتی وقتی هوا خراب بود و بارانهای پیاپی چند روز ادامه می یافت بارندگی هم شادمانی آنها را متوقف نمی کرد. تنها نتیجه متوقف شدن تفریحات بیرون از خانه پرنشاط تر و متنوع تر شدن سرگرمیهای داخل خانه بود.
در اولین شب وقتی پیشنهاد تغییر سرگرمیها داده شد نمی دانستم

صفحه 254 از 649