نام کتاب: جین ایر
گسترده بود، همچنان که حرف می زد شروع به نواختن یک پرلود* دلنشین کرد. به نظر می رسید که بلانش اینگرام آن شب به اوج هیجان رسیده باشد: ظاهراهم سخنان و هم رفتارش نه تنها تحسین حاضران را بر می انگیخت بلکه موجب حیرت آنها می شد برای این که در واقع آشکارا قصدش این بود که با گستاخی و بی پروایی نغمات را بر سر آنها بکوبد.
همچنان که آن ساز را با حرکات تند به صدا در می آورد با هیجان گفت: «اوه، چقدر از این جوانهای امروزه حالم به هم می خورد! این موجودات بیچاره حقیرعرضه این را ندارند که از دروازه پارک پاپا قدم بیرون بگذارند، یا حتی بدون اجازه با نظارت مامان کاری انجام بدهند! بیچاره ها چنان گرفتار مراقبت از صورتهای زیبا، دستهای سفید و پاهای کوچکشان هستند که گویا مرد باید همه اش به فکر زیبایی خودش باشد و بس! مثل این که دیگر قشنگی امتیاز مخصوص زن - تیول و میراث قانونی او- نیست! البته من زن زشت را لکه ای بر چهره لطیف خلقت می دانم، و اما آقایان، بگذارید آنها فقط مشتاق تملک نیرو و شجاعت باشند؛ بگذارید شعارشان فقط شکار، تیراندازی و جنگ باشد. هر چیز دیگری بجز اینها یک شاهی ارزش ندارد. اگر من مرد بودم فقط به این کارها می پرداختم.»
و بعد از یک مکث، که هیچکس آن را برهم نزد، ادامه داد: هر وقت تصمیم به ازدواج گرفتم شوهری انتخاب خواهم کرد که با من رقابت نکند بلکه در برابرم مثل یک شمشیر کند باشد؛ من نزدیک تخت و تاجم هیچ رقیبی را تحمل نخواهم کرد. به زور از او خواهم خواست بدون قید و شرط به من احترام بگذارد و مطیع من باشد. حاصل فداکاریهای او نباید میان من و تصویری که در آینه اش می بیند قسمت شود. آقای راچستر، حالا بخوانید تا با پیانو آواز شما را همراهی کنم»
آقای راچستر جواب داد: «سراپا مطیعم.»
- «پس حالا یکی از آهنگهای دزدان دریایی را می زنم. می دانید که من شیفته دزدان دریایی هستم. بنابراین آن را با روح و با هیجان بخوانید.»
، prelude : مقدمه یک قطعه بزرگ؛ یک قطعه سازی به فرم آزاد

صفحه 251 از 649