تغییر بدهیم یک بار دیگر موضوع جدیدی را مطرح میکنم و مقدمتا می پرسم که آیا در این مورد با من همراهی می کنید، آقای راچستر؟»
- «بانوی من، در این مورد هم مثل همه موارد با شما همراهی میکنم.»
- «در این صورت وظیفه دارم پیشنهادم را ارائه بدهم. سینیور ادواردو، آیا امشب می خوانید؟»
- «اگر دستور دهید خواهم خواند، دونا بیانکا.»
- «بنابراین، سینیور اوامر ملوکانه مان را صادر می کنیم بر این که شما ریه ها و سایر افزارهای صوتی خودتان را که برای خدمت در پیشگاه شاهانه ما لازم است، آماده کنید.»
- «چه کسی در برابر این مری *آسمانی، ریززیو* نخواهد شد؟ »
آن بانوی جوان، همچنان که به طرف پیانو می رفت و سر خود را با تمام طره های زلفش بالا و پایین می انداخت، گفت: «هدیه ناقابلی برای ریززیو! من عقیده دارم که به دیوید [ریززیو] الهام می شده، اما از باث ول سیاه بیشتر خوشم می آید. به اعتقاد من انسان بدون داشتن جنبه شیطانی هیچ است؛ فقط تاریخ می تواند بگوید به جیمز هپ برن چه رسالتی واگذار کرده؛ نظر من این است که او درست همان قهرمان وحشی، درنده و راهزنی است که من راضی هستم دست رقابت به او بدهم.»
آقای راچستر فریاد کشید: «می شنوید، آقایان! حالا کدامیک از شما بیشتر از همه به باث ول شباهت دارید؟ »
سرهنگ دنت جواب داد: «باید بگویم هرکس را که شما مناسبتر بدانید.»
جواب آقای راچستر این بود: «به شرافتم سوگند که شما با این جواب برمن منت گذاشتید.»
دوشیزه اینگرام، که در این موقع با ظرافت مغرورانه ای پشت پیانو نشسته و دامن لباس سفید برف مانندش مثل لباس یک ملکه در اطرافش
- «بانوی من، در این مورد هم مثل همه موارد با شما همراهی میکنم.»
- «در این صورت وظیفه دارم پیشنهادم را ارائه بدهم. سینیور ادواردو، آیا امشب می خوانید؟»
- «اگر دستور دهید خواهم خواند، دونا بیانکا.»
- «بنابراین، سینیور اوامر ملوکانه مان را صادر می کنیم بر این که شما ریه ها و سایر افزارهای صوتی خودتان را که برای خدمت در پیشگاه شاهانه ما لازم است، آماده کنید.»
- «چه کسی در برابر این مری *آسمانی، ریززیو* نخواهد شد؟ »
آن بانوی جوان، همچنان که به طرف پیانو می رفت و سر خود را با تمام طره های زلفش بالا و پایین می انداخت، گفت: «هدیه ناقابلی برای ریززیو! من عقیده دارم که به دیوید [ریززیو] الهام می شده، اما از باث ول سیاه بیشتر خوشم می آید. به اعتقاد من انسان بدون داشتن جنبه شیطانی هیچ است؛ فقط تاریخ می تواند بگوید به جیمز هپ برن چه رسالتی واگذار کرده؛ نظر من این است که او درست همان قهرمان وحشی، درنده و راهزنی است که من راضی هستم دست رقابت به او بدهم.»
آقای راچستر فریاد کشید: «می شنوید، آقایان! حالا کدامیک از شما بیشتر از همه به باث ول شباهت دارید؟ »
سرهنگ دنت جواب داد: «باید بگویم هرکس را که شما مناسبتر بدانید.»
جواب آقای راچستر این بود: «به شرافتم سوگند که شما با این جواب برمن منت گذاشتید.»
دوشیزه اینگرام، که در این موقع با ظرافت مغرورانه ای پشت پیانو نشسته و دامن لباس سفید برف مانندش مثل لباس یک ملکه در اطرافش
کوئین مری ، ملکه اسکاتلند - م<br />(_؟ ۱۵۳۳) David Rizaio : موسیقیدان اهل پیه مون و منشی مخصوص و مورد علاقه کوئین مری