نام کتاب: جین ایر
بود، آهی کشید و گفت:
*“Elle changent de toilettes. Chez maman quand:il y avait du monde, je le suivais partout, au salon et à leur chambres: souvent je regardais les femmes de chambre coiffer et habiller les dames, et c'était si amusant: comme cela en apprend."
«دارند لباس عوض میکنند. در خانه مامان وقتی اشخاص می آمدند. به همه جای خانه ، به اطاقهای پذیرایی و اطاقهای خواب دنبال آنها می رفتم. بیشتر وقتها آنها را تماشا می کردم و می دیدم که مستخدمه ها به خانمهاشان لباس می پوشانند و موی سر آنها را مرتب میکنند. کار خیلی سرگرم کننده ای بود. آدم اینطور یاد می گیرد.»
- «آدل، گرسنه ات نیست؟ »
— *“Mais oui, mademoiselle: voila cinq ou six heures que nous n'avon pas mangé q
- «خوب، حالا، در اثنائی که خانمها در اطاقهاشان هستند پایین می روم و چیزی برای خوردنت می آورم.»
بعد از آن که با احتیاط از پناهگاه خود بیرون آمدم یک در مخفی پیدا کردم که مستقیما به آشپزخانه می خورد. این قسمت از خانه همه اش آتش و شلوغی بود. سوپ و ماهی در آخرین مرحله طبخ بودند. آشپز با تمام وجود خود به اجاقها توجه داشت چون در غیر این صورت ممکن بود غداها بسوزند. در قسمت خدمتکاران در کالسکه چی و سه مستخدم ایستاده یا اطراف بخاری نشسته بودند. گمان می کنم، ندیمه ها نزد بانوان خود در طبقه بالا بودند. رد این سروصداها را گرفتم تا بالاخره به گنجه خوراک رسیدم. از آنجا یک مرغ سرد، یک قرص نان، مقداری کلوچه، دو سه بشقاب و کارد و چنگال برداشتم. با این غنیمت به عجله راه بازگشت را در پیش گرفتم. طول راهرو را پیموده بودم و تازه داشتم درعقب را پشت سر خود می بستم که در این موقع
«دارند لباس عوض می کنند. در خانه مامان وقتی اشخاص می آمدند به همه جای خانه، به اطاقهای پذیرایی و اطاقهای خواب دنبال آنها می رفتم. بیشتر وقتها آنها را تماشا می کرده و می دیده که مستخدمه ها به خانمهاشان لباس می پوشانند و موی سر آنها را مرتب می کنند. کار خیلی سرگرم کننده ای بود. آدم اینطور یاد می گیرد .»<br />- «بله، دوشیزه گرسنه ام - پنج شش ساعت است که ما غذا نخورده ایم . »

صفحه 233 از 649