Est-ce que ma robe va bien? et mes souliers? et mes bra? Tenez je
*"!crois que je vais danser
و همچنان که لباس خود را باز می کرد و به جلوه درمی آورد رقص کنان به آن طرف اطاق رفت. بعد از آن که به آقای راچستر رسید روی انگشت پا به نرمی دور او چرخی خورد. آن وقت یک زانوی خود را به زمین زد و با شور و شوق گفت:
Monsieur, je vous remercie mille fois de votre bonté.' C'est comme cela que maman faisait, n'est - ce
بعد در حالی که برمی خاست به گفته خود افزود:
*pas, monsieur"*
جواب این بود: «د_قی_قا»! و او با تردستی و افسون طلای انگلیسی مرا از جیب شلوار سواری بریتانیائیم درآورد. من هم شاداب و سرزنده بودم، دوشیزه ایر، بله، مثل سبزه های چمن. بهار جوانی شما حالا مثل بهار جوانی آن زمان من نیست. با این حال، بهار من سپری شده اما این گلچه فرانسوی را روی دستم گذاشته. گاهی چنان بی حوصله می شوم که میل دارم از دستش خلاص بشوم. حالا که اهمیتی نمی دهم این گل روی چه ریشه ای نمو کرده و متوجه شده ام ریشه از آن ریشه هایی بوده که جز خاکه طلا امکان نداشته کود دیگری به آن داده بشود. به شکوفه اش علاقه زیادی ندارم مخصوصا وقتی که مثل حالا اینقدر تصنعی به نظر می رسد آن را نگهداری و تربیت میکنم بیشتر بر طبق این اصل کلیسای کاتولیک رومی که می گوید برای کفاره گناهان بیشمار، اعم از کوچک و بزرگ، باید یک کار خوب انجام داد. همه اینها را یک روزی برایتان توضیح خواهم داد. شب بخیر.»
*"!crois que je vais danser
و همچنان که لباس خود را باز می کرد و به جلوه درمی آورد رقص کنان به آن طرف اطاق رفت. بعد از آن که به آقای راچستر رسید روی انگشت پا به نرمی دور او چرخی خورد. آن وقت یک زانوی خود را به زمین زد و با شور و شوق گفت:
Monsieur, je vous remercie mille fois de votre bonté.' C'est comme cela que maman faisait, n'est - ce
بعد در حالی که برمی خاست به گفته خود افزود:
*pas, monsieur"*
جواب این بود: «د_قی_قا»! و او با تردستی و افسون طلای انگلیسی مرا از جیب شلوار سواری بریتانیائیم درآورد. من هم شاداب و سرزنده بودم، دوشیزه ایر، بله، مثل سبزه های چمن. بهار جوانی شما حالا مثل بهار جوانی آن زمان من نیست. با این حال، بهار من سپری شده اما این گلچه فرانسوی را روی دستم گذاشته. گاهی چنان بی حوصله می شوم که میل دارم از دستش خلاص بشوم. حالا که اهمیتی نمی دهم این گل روی چه ریشه ای نمو کرده و متوجه شده ام ریشه از آن ریشه هایی بوده که جز خاکه طلا امکان نداشته کود دیگری به آن داده بشود. به شکوفه اش علاقه زیادی ندارم مخصوصا وقتی که مثل حالا اینقدر تصنعی به نظر می رسد آن را نگهداری و تربیت میکنم بیشتر بر طبق این اصل کلیسای کاتولیک رومی که می گوید برای کفاره گناهان بیشمار، اعم از کوچک و بزرگ، باید یک کار خوب انجام داد. همه اینها را یک روزی برایتان توضیح خواهم داد. شب بخیر.»
- لباسم به من می آید؟ و کفشهایم و آستینم چطور؟ دوست دارم برقصم.<br />- یک دنیا از لطفتان متشکرم، آقا!<br />- مامان هم اینطور می کرد: مگرنه مسیو؟