است اما حرف هم باید بزنید.»
- «آقا داشتم به این فکر میکردم که خیلی کم اند کارفرماهایی که خودشان را به زحمت بیندازند و بپرسند که آیا مزد بگیران آنها از دستورهاشان خشمگین و آزرده می شوند یا نه.»
- «مزد بگیران! چی، شما مزدور من هستید، اینطورست؟ آه بله، حقوق سالانه را فراموش کرده بودم! خوب، پس براساس این جنبه مزد بگیری آیا موافق خواهید بود که من کمی با لاف و گزاف حرف بزنم؟»
- «نه، آقا، نه براساس این جنبه. اما من با کمال میل موافقم که براساس جنبه ای باشد که آن را فراموش کردید و براساس توجه شما به این امر باشد که یک وظیفه خور در زمینه وظیفه ای که انجام می دهد راحت است یا نه.»
- «آیا رضایت خواهید داد به این که از بسیاری از ظواهر و عبارات قراردادی صرف نظر شود و تصور نکنید که صرف نظر کردن از اینها ناشی از اهانت است؟»
- «بله، حتما، آقا. من هرگز تشریفاتی نبودن را با اهانت اشتباه نخواهم کرد: به یکی از اینها نسبتا علاقه دارم و به آن دیگری هیچ آزاده ای، حتی در مقابل دستمزد، تن نخواهد داد.»
- «هوم! بیشتر افرادی که خود را شهروند آزاد می دانند در مقابل دستمزد تن به هر کاری خواهند داد. بنابراین، موضع خودتان را همینطور حفظ کنید و در عین حال به خودتان جرأت اظهارنظر راجع به اصولی را ندهید که از آنها کاملا بی اطلاع هستید. اما من برای جوابی که دادید، با آن که دقیق نبود، و همچنین برای طرز بیان آن که به همان اندازه خود موضوع قابل تحسین است روحا دست شما را می فشارم. طرز بیان رک و صمیمانه بود؛ اشخاص غالبا به چنین شیوه ای توجه نمی کنند. پاداش رک گویی و خلوص غالبا تکبر یا سردی طرف مقابل یا سوء تفاهم احمقانه و ابتذال گرایانه نسبت به منظور گوینده است. از میان سه هزار معلمه مدرسه دیده کم تجربه سه نفر ممکن است عینا مثل شما به من جواب بدهند. البته منظور من تملق گویی به شما نیست. اگر شما هم مثل اکثر مردم ساختمان فکری متفاوتی داشتید شایسته
- «آقا داشتم به این فکر میکردم که خیلی کم اند کارفرماهایی که خودشان را به زحمت بیندازند و بپرسند که آیا مزد بگیران آنها از دستورهاشان خشمگین و آزرده می شوند یا نه.»
- «مزد بگیران! چی، شما مزدور من هستید، اینطورست؟ آه بله، حقوق سالانه را فراموش کرده بودم! خوب، پس براساس این جنبه مزد بگیری آیا موافق خواهید بود که من کمی با لاف و گزاف حرف بزنم؟»
- «نه، آقا، نه براساس این جنبه. اما من با کمال میل موافقم که براساس جنبه ای باشد که آن را فراموش کردید و براساس توجه شما به این امر باشد که یک وظیفه خور در زمینه وظیفه ای که انجام می دهد راحت است یا نه.»
- «آیا رضایت خواهید داد به این که از بسیاری از ظواهر و عبارات قراردادی صرف نظر شود و تصور نکنید که صرف نظر کردن از اینها ناشی از اهانت است؟»
- «بله، حتما، آقا. من هرگز تشریفاتی نبودن را با اهانت اشتباه نخواهم کرد: به یکی از اینها نسبتا علاقه دارم و به آن دیگری هیچ آزاده ای، حتی در مقابل دستمزد، تن نخواهد داد.»
- «هوم! بیشتر افرادی که خود را شهروند آزاد می دانند در مقابل دستمزد تن به هر کاری خواهند داد. بنابراین، موضع خودتان را همینطور حفظ کنید و در عین حال به خودتان جرأت اظهارنظر راجع به اصولی را ندهید که از آنها کاملا بی اطلاع هستید. اما من برای جوابی که دادید، با آن که دقیق نبود، و همچنین برای طرز بیان آن که به همان اندازه خود موضوع قابل تحسین است روحا دست شما را می فشارم. طرز بیان رک و صمیمانه بود؛ اشخاص غالبا به چنین شیوه ای توجه نمی کنند. پاداش رک گویی و خلوص غالبا تکبر یا سردی طرف مقابل یا سوء تفاهم احمقانه و ابتذال گرایانه نسبت به منظور گوینده است. از میان سه هزار معلمه مدرسه دیده کم تجربه سه نفر ممکن است عینا مثل شما به من جواب بدهند. البته منظور من تملق گویی به شما نیست. اگر شما هم مثل اکثر مردم ساختمان فکری متفاوتی داشتید شایسته